برچسب عیسی یوسفی پور

طعم شیرین خیال 1393

فيلم با موضوع محيط زيست که درباره يک دختر دانشجو است که استاد او که علاقه شديدي به محيط زيست دارد و به او ابراز علاقه مي‌کند و در اين بين خانواده دختر براساس يک اشتباه و سوءتفاهم در تحقيقات ابتدايي شخص ديگري را با استاد اشتباه مي‌گيرند و به او بدبين مي‌شوند و در مقابل اين وصلت مقاومت به خرج مي‌دهند تا اينکه در پايان مشخص مي‌شود که در دانشگاه براي استاد پاپوش دوخته اند.

بدون شرح 1381

بدون شرح ماجرای دفتر یک هفته نامه شهر قشنگ است که در حال ورشکستگی است اما سردبیر و کارکنان و مدیر این هفته نامه در تلاش هستند تا هفته نامه شهرقشنگ را نگه دارند و این باعث به‌وجود آمدن ماجراهای جالب مجموعه تلویزیونی بدون شرح می‌شود.

دختر شیرینی فروش 1380

پسر و دختر دو خانواده قصد ازدواج دارند. اما بيست سال است به خاطر مخالفت والدينشان با هم يا خواستگاري و يا عقد و يا عروسي شان به هم خورده است. دعوا بين دو خانواده بالا مي گيرد تا اينكه پسر و دختر تصميم مي گيرند خودكشي كنند. از سوي ديگر بزرگترها سخت به دنبالشان هستند و ظاهراً از رفتار گذشته نادم هستند. اما دختر و پسر با وضعيت نابسامان جسمي خود تصميم به مقابله با بزرگترهايشان مي گيرند و در خانه ي پدري سعيد در حالي كه توسط پليس و افراد خانواده محاصره شده اند اخطار مي دهند كه اگر ساعتچي شناسنامه سعيد را ندهد و با ازدواجشان موافقت نكند خودشان و خانه را به آتش خواهند كشيد. بزرگترها به ناچار رضايت مي دهند و وصلت صورت مي گيرد. در اين شرايط معلوم مي شود پدر سعيد و مادر نيلوفر هم به يكديگر علاقمند شده اند زيرا هر دو تنها هستند.

مارموز 1396

داستان فیلم دربارهٔ مردی به نام قدرت (حامد بهداد) است که طی عملی خودسرانه به قهرمان شهر تبدیل می‌شود. او که سودای رسیدن به قدرت و سخنرانی در مجلس را دارد، با اتفاقات گوناگونی مواجه می‌شود که سرنوشت او را تغییر می‌دهد…

همیشه پای یک زن در میان است 1386

امید و مریم مثل خیلی از زوجهای امروز، به قدری درگیر روزمره گی و فشارهای کاری و اجتماعی هستند که نکات و لحظات بسیار ارزشمند و غیرقابل بازگشت زندگی زناشویی خود را کاملا از یاد برده اند و مصرانه تصمیم گرفته اند از هم جدا شوند....

کلاه قرمزی و بچه ننه 1390

به علت سهل انگاری " پسرعمه زا " ، خانه آقای مجری به هوا می رود و حالا او و پسرخاله و کلاه قرمزی باید در گوشه خیابان بخوابند و با مشکلات بیشتری هم دست و پنجه نرم کنند. در این وضعیت آشفته ، کلاه قرمزی بطور اتفاقی نوزادی را می یابد که در کالاسکه اش تنها در گوشه ای رها شده و ظاهراً کسی قصد ندارد به دنبالش بیاید. کلاه قرمزی بچه را نزد آقای مجری و پسرخاله می برد و آنها تصمیم می گیرند که با کمک یکدیگر والدین این کودک را بیابند اما با ورود پسرعمه زا به ماجرا، دردسرها بیشتر می شود و...