بهانه (محله من) 1388
جوانی شرور دل به عشقی می بندد که سدی است این عشق میان افکار و با زندگی روزمره در پی اتفاقاتی می افتد که …
جوانی شرور دل به عشقی می بندد که سدی است این عشق میان افکار و با زندگی روزمره در پی اتفاقاتی می افتد که …
دختر و پسری جوان که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند اما در آزمایش ازدواج مشخص می شود که نمی شود با هم ازدواج کنند. چون هم خون هستند و خانواده هایشان با این ازدواج مخاف هستند.
زندگی روزمره ساکنان یک محلهٔ قدیمی، دستمایه این مجموعه تلویزیونی بود. اتفاقات مختلفی در محله رخ میدهد و هربار میرزا نصرالله (با بازی عنایتالله بخشی) که ریشسفید محله است، گره از مشکلات همسایهها میگشاید و در رفع گرفتاریهای آنان میکوشد.
داستان این مجموعه دربارهٔ دختری به نام نرگس است که بعد از مرگ منصور دچار مشکلات عدیده در زندگی خود میشود. برادر منصور در پی به دست آوردن ثروت بی شمار قصد دارد نرگس را از شهر خود آواره سازد.
«ریحانه» داستان زندگی دختری تنها است که در روند زندگی عادی خود ناگهان متوجه میشود از نظر پیشینه خانوادگی آن چیزی نیست که تاکنون فکر کردهاست. همین مسئله باعث میشود تا او برای پیدا کردن گذشتهاش با افراد جدیدی روبرو شود که …
این مجموعه تلویزیونی درباره یک زوج جوان برنامهساز است که میخواهند درباره مشکلات و مسائل نوجوانان برنامهای تلویزیونی بسازند. شوهر کارگردان است و زن تهیهکننده و قصدشان آن است که در برنامه خود، مسائلی از قبیل عدم تفاهم فرزندان با والدین خود، بزهکاری جوانان و غیره را به تصویر بکشند.
یکی از محلههای جنوب شهر، رفاقت دو دوست قدیمی به نامهای رضا و علی به واسطهی یک حادثه دچار چالش میشود و رضا از علی کینه به دل میگیرد. پس از این حادثه، علی و خواهر رضا که قرار بوده باهم ازدواج کنند با مخالفت رضا مواجه میشوند
و این موضوع با پادرمیانی مادر رضا هم حل نمیشود. علی علت دقیق ناراحتی رضا را نمیداند، همهچیز به هم ریخته است و سوء تفاهمهای پیاپی به این شرایط دامن میزند تا اینکه …
علی جوانی است که در اثر حادثه اي ناخواسته به زندان مي افتد.در آنجا با جواني به نام سجاد و حاج علي مهدوي آشنا مي شود که از اسرار زندگي او باخبرند و اين موضوع باعث مي شود دريچه تازه اي به زندگي او گشوده شود.
قرن سوم هجری، مقارن با خلافت عباسی (دهمین خلیفه) و امامت دهمین پیشوای شیعیان علی النقی است…
عبد العظیم حسنی برای فرار از ماموران خلیفه عباسی راهی شهر ری میشود و در این راه اتفاقات گوناگونی برای او می افتد و با اقوام مختلف ایرانی برخورد میکند!