برچسب عملیات فتح‌المبین

پسرانم سوختند، اما سربند «یا زهرا» یشان سالم ماند

بعد از شهادت بچه‌ها آن تصادف یادم می‌آمد و با خود می‌گفتم خواست خدا این بود که در آن تصادف کشته نشویم و بچه‌ها در جبهه به شهادت برسند. الان چهار سالی است که همسرم به رحمت خدا رفته و من بسیار تنها شده‌ام. گاهی موقع خواندن نماز به یاد بچه‌هایم گریه می‌کنم، اما بعد از لحظه‌ای احساس می‌کنم آب سرد روی سرم می‌ریزند و آرام می‌شوم. حقیقتاً خداوند صبر می‌دهد.

مشوق اعزام همسرم به جبهه بودم

وقتی خبر شهادتش را شنیدم وضو گرفتم، روسری سفیدم را سر کردم، دو رکعت نماز شکر خواندم و به بیمارستان رفتم. از برادرم خواستم پا‌های محسن را باز کند تا بوسه‌ای دیگر بر پا‌های در راه حق رفته‌اش بزنم...

آزادسازی خرمشهر را با روحیه پیروزی در فتح‌المبین شروع کردیم

فتح‌المبین اولین عملیاتی بود که ۲۵۰۰ کیلومتر از خاکمان را از دشمن گرفتیم و عراقی‌ها را تا لب مرز بردیم. این موفقیت مهم و بزرگی بود. به لحاظ روحی و روانی رزمندگان به دلیل موفقیت‌های به دست آمده در بالاترین حد قرار داشتند. عملیات فتح‌المبین باعث خوشحالی زیادی در بین رزمندگان شد و روحیه‌شان را بالا برد

پدرم ورزشکاری بود که در جبهه عارف شد

شهید رمضانعلی ایراندوست در ۱۰ اسفند ماه ۱۳۶۰ در روند اجرای عملیات فتح‌المبین به شهادت رسید. آمبولانس این شهید هنگام حمل مجروحان در خط مقدم مورد اصابت خمپاره قرار گرفت و پیکر مطهرش متلاشی شد.

خرمشهر نماد خاک زخم‌خورده ایران بود

یکی از دلایل اهمیت خرمشهر در افکار عمومی مردم ایران، رجزخوانی‌های دشمن بعثی بود که روی حفظ این شهر تأکید بسیاری داشت. بعثی‌ها خرمشهر را محمره نامیدند و جمله جئنا لنبقا (آمدیم تا بمانیم) را روی دیوار ساختمان‌های برجای مانده این شهر نوشتند

پیروزی بزرگ با ۱۵ هزار اسیر

برای فتح‌المبین حدود ۱۴۰ گردان از ارتش و سپاه کنار هم جمع شده بودند تا در یک یورش غافلگیرکننده، جبهه نه چندان مستحکم دشمن در شمال خوزستان را فرو بریزند. قرارگاه‌های قدس، فتح، فجر و نصر، چهار قرارگاه اصلی بودند که به محض آغاز عملیات، در یک یورش سریع، در همان ساعات اولیه، مواضع دشمن را فتح کردند و باعث فرار تانک‌های دشمن شدند