برچسب عملیات الی بیت‌المقدس

برقکاری که شکارچی هلیکوپتر‌های بعثی شد

یادم است من و هادی از منطقه به تهران آمده بودیم؛ هوا سرد بود. من می‌خواستم دستم را بشویم. آب گرم را باز کردم. دیدم هادی آب سرد را باز کرد. پرسیدم: «چرا آب سرد را باز کردی؟ آب ولرم که هست.» گفت: «در منطقه آب خیلی سرد است؛ طوری که دست بچه‌ها یخ می‌زند؛ من روا نمی‌بینم با آب ولرم دستم را بشویم»

مستقل و شجاع بودند و همیشه دنبال حق

همان ابتدای مفقودالاثر شدنش، چند نفری به خانه ما آمدند و مدعی شدند صدای برادرم حبیب‌الله را در حالی که خودش را در رادیو عراق معرفی می‌کرد شنیده‌اند. می‌گفتند حبیب‌الله این‌گونه خودش را معرفی کرده است: «من حبیب‌الله هستم از بسطام سمنان، هر کس صدای من را می‌شنود به خانواده‌ام اطلاع بدهد.»