خاکسترها (کوتاه) 1400
داستان سریال وحشی ۲ از زندان و زندگی «داوود اشرف» پس از آزادیاش شروع میشود؛ جایی که او با واقعیتهای تلختری روبرو شده، درگیر سرقتهای مسلحانه میشود و در نبردی سخت برای بازگشت به زندگی عادی و فرار از تقدیر تاریکش، با شخصیتهای جدید و چالشهای عمیقتری دست و پنجه نرم میکند. این فصل به عمق شخصیت داوود و تلاشهایش برای دوام آوردن در دنیای بیرون و درگیری با تقدیر میپردازد.
سریال «وحشی» داستان فردی به نام داوود اشرف را روایت میکند که بهطور اتفاقی مرتکب قتل میشود و به زندان میافتد. این اتفاق، زندگی و شخصیت او را دگرگون میکند و مسیر زندگیاش را بهسوی تاریکی و خشونت میکشاند. در ادامه، داوود به یک قاتل زنجیرهای تبدیل میشود؛
معلمی به نام علی بهاریان و با نام هنری سهراب بهاریان در رشته نمایشنامهنویسی تحصیل کرده و حالا پس از سالها بیکاری به تازگی در یک مدرسه به عنوان معلم ادبیات مشغول به کار شدهاست.
در جنوب شرقی استان سیستان و بلوچستان، یک بیوه بلوچ به نام بیبان تصمیم می گیرد سکوت کند و دیگر حرفی نزند. او با پسرش میران در خانه پدرشوهرش زندگی می کند. وقتی همبازی دوران کودکی او، همراز، به خانه برمی گردد، عشقی میانشان جان می گیرد؛ اما همه سعی می کنند بیبان را وادار کنند که این عشق ممنوعه را فراموش کند.
در روز چهارشنبه سوری سه دوست به نامهای رامین (صابر ابر)، فرید (اشکان حسن پور) و جواد (شهروز دل افکار) بعد از ربودن اسلحهٔ یک مأمور زخمی، دست به سرقت از نوری (نوید محمدزاده)، همکلاسی دوران کودکی رامین که به فردی پولدار و مرموز تبدیل شدهاست میزنند، اما اتفاق بسیار عجیبی در آنجا رخ میدهد که نشان از قدرت خارقالعاده صاحبخانه (نوری) دارد…