برچسب عماد طاهری

هجوم 1395

داستان «هجوم» دربارهٔ یک قتل است که در یک ورزشگاه اتفاق افتاده. چند مأمور پلیس در حال بررسی این پرونده هستند و با ورود به این ورزشگاه سر نخ‌هایی از این قتل بدست می‌آورند. آن‌ها مظنون به قتل را هم همراه خود دارند و کافی‌است که خط سیر وقوع قتل را دریابند اما این برای‌شان کار پیچیده‌ای خواهد بود. دوستان مقتول نمی‌خواهند با پلیس همکاری کنند.

شاه کش 1396

زنی در کوهستان از دنیا رفته و همسرش نیز در هتل نزدیکی کوه به سر می برد. مرد ناگهان تصمیم می گیرد تا افرادی را در هتل به گروگان بگیرد که...

سونامی 1397

«سونامی» روایت‌گر داستان زندگی دو تکواندوکار ملی پوش به نام‌های مرتضی(با بازی بهرام رادان) و بهداد(با بازی مهرداد صدیقیان) است که وقوع حوادثی سرنوشت این دو را به یکدیگر گره می‌زند. استاد خسروی(با بازی علیرضا شجاع نوری) مربی باسابقه تکواندو پس از سال‌ها دوری از عرصه مربیگری تیم ملی، به دعوت سرپرست جدید فدراسیون تکواندو از آمریکا به ایران بازمی‌گردد؛ تعدادی از اعضای تیم ملی طی این سال‌ها ایران ترک کرده‌اند تا برای کشور دانمارک بازی کنند. خسروی که در المپیکِ سال 2012 لندن برای جلوگیری از مبارزه شاگردش؛ مرتضی با ورزشکار صهیونیستی به او گفته است: "باید ببازی"، پس از مصدومیت شاگرد جوانش بهداد؛ ملقب به سونامی، بار دیگر به سراغ شاگرد قدیمی‌اش مرتضی رفته و او را به تیم ملی فرا می‌خواند؛ دعوتی که آغازگر چالش‌هایی تازه در اردوی آماده‌سازی تیم ملی تکواندو است.

عرق سرد 1396

افروز اردستاني (باران کوثري) کاپيتان تيم ملي فوتسال زنان ايران است. با گلزني افروز تيم ملي براي اولين بار به فينال بازي‌هاي آسيايي راه پيدا مي‌کند و عازم مالزي مي‌شود، در فرودگاه افروز در ميابد ممنوع الخروج است.

گرگ بازی 1396

چند دوست قدیمی یک شب در خانهٔ ای که سال ها کسی در آن زندگی نکرده و به صورت موروثی به یکی از دوستانشان به نام پرستو ارث رسیده جمع می‌شوند.

آنها از یک دکتر ثروتمند و همسرش دعوت کرده اند به آن خانه بیایند چون دکتر خود را سرمایه گذاری معرفی کرده که میخواهد بر روی یک بازی دور همی که آنها ادعا میکنند خودشان اختراع کرده اند سرمایه گذاری کند.

بازی در واقع همان بازی معروف مافیا است که در فیلم آن را گرگ بازی اطلاق میکنند.

در ادامه داستان با ماجراهای عجیب و نسبتا ترسناک پیش میرود و با یک نتیجه اقتباسی و تقریبا نا معلوم به پایان میرسد.

ایده اصلی 1397

ایران و اسپانیا برای راه‌اندازی یک پروژه بزرگ در جزیره هندورابی در جنوب ایران به توافق رسیده‌اند، شرکت‌ها و افراد بسیاری به طمع برنده شدن در این مناقصه شرکت کرده‌اند. مهندس سعید پارسا که چندسالی است از همسرش رؤیا عضدی جدا شده و رئیس یکی از شرکت‌های حاضر در مناقصه است. دیگران نیز با اهداف متفاوت سعی در برنده شدن در این مناقصه سرنوشت ساز را دارند. رسیدن به موفقیت برای آدم‌های این قصه منجر به پیچیدگی‌هایی در روایت آن می‌شود.