برچسب علی کلانتری

روشنایی شب 1404

سریال "روشنایی شب" روایتگر فعالیت یک قرارگاه پنهان اطلاعاتی است که با کشف یک عملیات تروریستی، وارد مسیری پیچیده از شناسایی و خنثی‌سازی شبکه‌های نفوذ و خرابکاری می‌شود؛ جایی که ردِ تهدیدها از مرزها عبور کرده و به لایه‌های زیرساختی و امنیتی کشور می‌رسد. در دل این مسیر، تقابل با یک شبکه چندلایه و چهره‌ای مرموز، داستان را به سمت تصمیم‌هایی سرنوشت‌ساز و عملیاتی تعیین‌کننده پیش می‌برد.

گورکن 1401

با برگزاری جشن عروسی خیرآبادی‌ها همه روستا خالی میشود و فقط مش غفور در غسالخانه اش باقی می ماند تا اینکه پسران حاج عابدینی جنازه پدرشان را نزد او می آورند

فریبا (عفیف) 1403

سریال فریبا داستان زندگی یک اینفلوئنسر را بیان می‌کند که در حال تلاش برای برقراری تعادل بین زندگی شخصی و حرفه‌ای خود است اما شهرت و محبوبیتش باعث ایجاد مشکلات زیادی در زندگی خانوادگی و دوستانه‌اش می‌شود

با من شوخی نکن 1389

پیرمردی در خواب برادرش را می‌بیند که به او کارهای بدش از جمله نزول‌خواری و سر راه قرار دادن بچه‌هایش را یادآور می‌شود. پیرمرد ده روز مهلت می‌یابد تا جبران مافات کند. از از پرستارش درخواست کمک می‌کند و…

هتل 1402

دو مرد، یکی با همسر اولش و دیگری با همسر دومش، به هتلی در جزیره کیش می‌روند که خوش بگذرانند، اما با ورود همسر دوم مرد اولی و همسر اول مرد دومی اوضاع قاراشمیش می‌شود.

زنگ حساب 1391

داستان فیلم درباره مرتضی دانش آموز نامنظمی است که مرتب مورد شماتت پدر و مادر خود و اولیای مدرسه قرار می گیرد. مرتضی حتی پسر خاله اش، علیرضا را که پسر درسخوانی است با وسوسه شاگرد اول شدن، وادار به تقلب می کند. در پی این مسئله متولیان مدرسه، از مرتضی می خواهند که از پدرش بخواهد تا برای رسیدگی به این مسائل به مدرسه بیاید. پدر نمی پذیرد و به جای او دایی مرتضی که فردی بزهکار بوده و به تازگی از زندان آزاد شده به مدرسه می رود. دایی ظاهرا به توصیه مدیر مدرسه عمل کرده و تربیت مرتضی را البته به سبک و سیاق خود آغاز می کند . با پا در میانی خانواده اوضاع قدری تعدیل می شود، مرتضی و علیرضا متنبه شده و نگاه خویش را تغییر می دهند.دایی نیز ...

ساحل گمشده 1390

داستان فیلم از این قرار است که درمیان آبی بیکران خلیج فارس دختربچه‌ای به نام ساحل غرق می‌شود. مادر (آیدا) و ناپدری (فرهاد) هر چه تلاش می‌کند تا او را نجات دهند موفق به نجات او نمی‌شوند. ناخدا هامون جنازه ساحل را از دریا بیرون می‌کشد، همسر سابق آیدا (بهنام) فرهاد را متهم به غرق شدن ساحل می‌کند، چرا که ساحل ثروت زیادی از جانب پدر بزرگش داشته و این می‌توانسته انگیزه خوبی برای فرهاد باشد

فرهاد در شرایط مدرن و امروزی و هامون در فضای بومی و سنتی جزیره روزگار می‌گذرانند. مرگ ساحل فرهاد را از زنش دور و به هامون نزدیک تر می‌کند، اما هامون که سودای رفتن دارد برای به دست آوردن پول دست به اقداماتی می‌زند که شرایط فرهاد را بحرانی می‌کند.