گردن زنی 1403
سریال گردن زنی، داستان سرنوشت باران و نیما در شب عروسیشان است که با آزادی خلافکار سابقهداری به نام شاهرخ تغییر کرده و سبب فاش شدن رازهای خانوادگی بسیار زیادی پیرامون آنها و تک تک افراد خانوادههایشان میشود.
سریال گردن زنی، داستان سرنوشت باران و نیما در شب عروسیشان است که با آزادی خلافکار سابقهداری به نام شاهرخ تغییر کرده و سبب فاش شدن رازهای خانوادگی بسیار زیادی پیرامون آنها و تک تک افراد خانوادههایشان میشود.
داستان فیلم بی بی خاتون راجع به مادری است که بچه هایش را با ترفندی از اقصی نقاط دنیا برای شب یلدا دور هم جمع می کند.
داستان این فیلم روایتگر زندگی زنی است که در طول سی سال اتفاقات مختلفی برای او رخ میدهد.
این فیلم داستان جوانی را روایت می کند که پس از 2 بار فرار کردن از سر سفره عقد، در جاده های فرعی زیرنظر نیروهای دشمن با پیرزنی آشنا می شود و بعد ازمدتی ، متوجه می شود که او پیرزن نیست بلکه او یک دختر جوان عراقی است.
این سریال داستان چند جوان است که با کمک هم رستورانی را راه اندازی میکنند و تحت تاثیر خان عمو مصمم به مجرد بودن هستند اما هر کدام جداگانه در مسیر عشق قرار میگیرند.
خاطرات خاموش به دو روایت از دو آدم در گذشته و حال می پردازد. روایت اول که مربوط به گذشته است درباره مبارزی است که سالهای تبعیدش را در استان سیستان و بلوچستان می گذراند. او که در سالهای 54 تا 57 آنجا حضور دارد سرانجام بر اثر درگیری هایی کشته می شود. زندگی او و تاثیرش بر دیگران موضوع روایت دوم است که از سوی پسرش دنبال می شود. پسر مصمم است بداند بر پدر چه رفته است. چگونه زندگی کرده و اصلا چرا چنین زندگی ای برای خود برگزیده است.
نجم الدین برروی زمینی که ارث پدری اش بوده ساختمان چهارطبقه ای ساخته که به دلیل مشکلات مالی دوطبقه آنرا پیش فروش کردهاست. خانوادههایی که دو واحد آنرا خریدهاند نیز به دلیل مشکلات مالی به تعهداتشان عمل نکرده ونجم الدین ازتحویل آپارتمانها به آنها خودداری میکند او مهلتی را برای خریداران تعیین واعلام میکند درصورتی که بدهی خود را پرداخت نکنند آپارتمانها را میفروشد ساجدی و ملکزاده (خریداران) که درشرایط خاصی قرارگرفته اند، دست به ابتکار زده و نجم الدین را غافلگیرمی کنند و.. …
در پایان یک شب پرماجرا، آتیلا (رئیس یک باند) از بالای یکی از ساختمانهای تهران به پایین پرتاب شده و به قتل میرسد. شاهرخ (باستانشناس معروف) به جرم قتل آتیلا دستگیر شده و با حامد هم سلولی میشود، که به خاطر قتل همسر باردارش به اعدام محکوم شده است. سایه دختر شاهرخ به مهران میپیوندد تا نام پدرش را از این اتهام پاک کند…