تلفن همراه رییس جمهور 1390
پيرمردي كه شغلش باربري است و قصد خريد سيم كارت و تلفن همراه را دارد كه دست بر قضا سيم كارت خاموش ساليان گذشته رئيس جمهور مورد معامله قرار مي گيرد و...
پيرمردي كه شغلش باربري است و قصد خريد سيم كارت و تلفن همراه را دارد كه دست بر قضا سيم كارت خاموش ساليان گذشته رئيس جمهور مورد معامله قرار مي گيرد و...
امير كه خبر نگار و عكاس است، بر اثر انفجار بمب در مراسم عروسي دچار تشنج شده و به بيمارستان انتقال داده مي شود؛ ستاره، نامزدش، مي داند كه او به مرور بينايي خود را از دست خواهد داد. با اين حال حاضر است با او ازدواج كند. ستاره تلاش مي كند تا امير را براي شرايط آينده زندگي آماده كند. در همين هنگام حبيب برادر ستاره نيز مجروح مي شود و به تهران باز مي گردد و...
در بستر جغرافيايي سخت و خشن كوير، نوجواني كه كارش خوراندن مواد مخدر به شترهاي معتادي است كه قاچاق حمل مي كنند، در برخورد با برادرش كه در معدن نمك از كاميون هاي عبوري گازوئيل مي دزدد، در تلاش است تا راه صحيح زندگي را به او بياموزد...
سروان عباس دوران، خلبان موفق نيروي هوايي كه دشمن چندبار در ترور او ناكام مانده، سرپرستي عمليات دشواري بر فراز خاك بغداد را به عهده مي گيرد و همراه با يك اسكادران شامل ده هواپيماي جنگنده به بغداد هجوم مي برد تا علاوه بر گذشتن از ديوار مستحكم پدافند بغداد، با پرواز در ارتفاع پايين ديوار صوتي را بشكند. هدف از اين عمليات ناامن نشان دادن بغداد است كه به عنوان شهر ميزبان كنفرانس سران كشورهاي غيرمتعهد انتخاب شده است. داويد، مسئول خارجي ستاد خبري بغداد، با هجوم هواپيماهاي ايراني مي گريزد و بلومي، خبرنگار مشهور مستقل خارجي كه به بغداد دعوت شده، با گروهش تنها مي ماند. بلومي كه براي امن نشان دادن بغداد تبليغات زيادي به راه انداخته، با ديدن هواپيماهاي ايراني نظرش عوض مي شود و گروه همراهش را وادار به عكاسي و فيلمبرداري براي تهيه گزارشي تازه از وضعيت بغداد مي كند. درحالي كه عراقي ها سعي دارند حضور هواپيماهاي ايراني را يك مانور داخلي جلوه دهند، هواپيماي سرهنگ عباس دوران ـ كه با دو درجه ارتقا از درجه سرواني به سرهنگي رسيده ـ دچار نقص فني مي شود و به اصرار او، هواپيماي همراهش بازمي گردد تا پيروزي در عمليات را به اطلاع نيروهاي خودي برساند. سرهنگ عباس دوران با هواپيماي در حال انفجار خود به تنهايي در ارتفاع پايين بر فراز بغداد پرواز مي كنند و به هتل محل اقامت خبرنگاران برخورد مي كند.
جنگ تمام شده، اخراجي ها و ديگر همرزمانش به شهر برگشتند و هر كس در پي كسب و كاري است، يك برنامه زنده تلويزيوني در تلاش است تا تعدادي از رزمندگان را براي حضور در يك برنامه دعوت كند، شرايط نامساعد حال يكي از همرزمان او را راهي بيمارستان مي كند، اما بر اثر حوادثي در سطح شهر دير به بيمارستان مي رسد و تا پاي شهادت پيش مي رود و اين بهانه اي براي حضور همرزمان سابق در بيمارستان مي شود كه حالا هر يكشان و شخصيتي جديد دارند و...
مختار جوان رزمنده اي است كه تحصيلات خود را به دليل رفتن به جبهه نيمه كاره رها مي كند، اما با خبر پذيرش قطع نامه به تهران برمي گردد و در ادامه ي رفتن به دانشگاه، با گرفتن نمره هاي ضعيف تهديد به اخراج مي شود. او درس را رها كرده و به كارهاي ديگر مي پردازد. روزي مختار با همرزم سابقش نادر برخورد مي كند و با او به تجارت مي پردازد. مختار به اصرار نادر تصميم مي گيرد با دختري به نام نرگس ازدواج كند، اما خانواده ي نرگس از مختار گواهي سلامت روحي و جسمي مي خواهند. و مختار آزمايش هاي لازم را انجام مي دهد و ثابت مي كند كه سالم است، و ازدواج سر مي گيرد و زوج هاي جوان براي گذراندن ماه عسل به شمال كشور مي روند، اما در جاده مختار با شنيدن خبر رحلت امام خميني (ره) ديوانه وار رانندگي مي كند و ماشين منحرف مي شود و به شدت آسيب مي بيند اما با حضور نرگس و دوست مختار (حاج ابراهيم) او روحيه اش را بدست مي آورد.
سه قصه با هم در اين فيلم روايت مي شود که همنشيني ارواح و انسان ها است. مردي (عليرضا شجاع نوري) در جنگل گم ميشود و هيزم شکني او را نجات ميدهد. مرد متوجه مي شود که هيزم شکن روح بوده. در قصه بعدي مادر و دختري همسفر مي شوند که دختر سال قبل در راه شمال جان باخته و مادر براي به يادآوري خاطرات او به همان جاده سفر مي کند. در قصه بعدي دو مرد قصد مهاجرت قاچاقي از ايران را دارند. يکي از آنها همدستش را به قتل مي رساند اما روح او همراهش است.
يكي از گروهكهاي سلطنت طلب در پاريس طرحي براي براندازي در دست اجرا دارد و از حمايت بعضي از صاحبان قدرت در آمريكا برخوردار است. مرحله اول اين طرح وارد كردن تدريجي قطعات يك بمب اتمي كوچك است. مرحله ديگر جاسازي آن در داخل يك چمدان است تا يك هفته قبل از بازديد نمايندگان آژانس بين المللي انرژي هستهاي از تأسيسات اتمي ايران، جنب استاديوم يكصدهزار نفري آزادي منفجر كرده و با اين كار حكومت ايران را متهم به زير پا گذاشتن قراردادهاي كنترل سلاحهاي هستهاي كنند. قطعات بمب به وسيله يازده نفر به صورت جداگانه و تحت پوشش وسايل معمولي مسافرين وارد كشور ميشود، اما با تصادفي كه براي يكي از حاملين بمب پيش ميآيد، قطعهاي از بمب به دست مأمورين وزارت اطلاعات ميافتد و...