میکائیل 1394
رسول رفیق میکائیل، به اشتباه قربانی توطئه اشرار میشود. میکائیل (با بازی کامبیز دیرباز)که پلیس سختکوش و پرتلاشی است، برای استقرار نظم و آرامش بیشتر، عزم خود را جزم میکند و با تکیه بر حمایتهای مردم، دل به دریا میزند و…
رسول رفیق میکائیل، به اشتباه قربانی توطئه اشرار میشود. میکائیل (با بازی کامبیز دیرباز)که پلیس سختکوش و پرتلاشی است، برای استقرار نظم و آرامش بیشتر، عزم خود را جزم میکند و با تکیه بر حمایتهای مردم، دل به دریا میزند و…
هر قسمت از این مجموعه موضوع متفاوتی دارد. «در این مجموعه سعی شده تا از داستانهای واقعی که ممکن است برای هر یک از افراد جامعه اتفاق بیفتد، استفاده شود.»
هدی پس از سالها برای دریافت ارثیه پدری میآید اما برایش اتفاقات غیرقابل پیشبینی ای رخ میدهد..
این سریال به روحانیون و حضور آنها در محلهها و در کنار مردم توجه دارد و روی این موضوع متمرکز شده که روحانیون میتوانند در حل مشکلات مردم به آنها کمککنند.
داستان این سریال مربوط به رقابت انتخاباتی سه جوان است که یکی از آنها عشق به یک دختر را در دل دارد و پیروزی خود را در انتخابات به منزله اثبات خود به خانواده دختر میداند
داستان کلی این سریال روایتگر ماجرای مسافرت مائده و زهره است که دخترعمه و دختردایی یکدیگر هستند. آنها قصد دارند تا به همراه دو تن از دوستان نزدیک خود که سوسن و شکیبا نام دارند، برای یک سفر تفریحی به شمال کشور بروند. آنها در جریان این سفر در جنگلهای شمال ایران با موجودی ماورائی مواجه میشوند.
اگر چه به نظر میرسد که چهار نفر آنها دوستان صمیمی هم هستند. اما در میان این دوستان به ظاهر صمیمی، یکی از آنها نسبت به مائده حسادت ورزیده و دل خوشی از او ندارد که این سفر بهانهای میشود تا کینهورزیهای دوست مائده آشکار شود. پس از مدتی محسن خواستگار قبلی مائده به جمع آنها میپیوندد که سبب رقمخوردن رویدادهایی میشود که سرنوشت مائده و زهره دستخوش تغییراتی قرار میگیرد و محسن کامرانی که دچار سانحه تصادف شده میمیرد و روح او سعی میکند با مائده ارتباط برقرار کند .

سعيد رزمنده جانباز كه براي معالجه چشمان خود عازم آلمان مي شود، با خواهرش ليلا كه سالياني چند است با همسر آلماني خود در شهر «كلن» زندگي مي كند روبرو مي شود. سعيد بينايي خود را بازمي يابد و اكنون محيطي تازه و غريب پيش روي اوست و خواهري كه سعيد را دريچه اي بر خاطرات دور و عزيز گذشته ميداند. سعيد در تدارك بازگشت به ايران است كه نتايج آخرين آزمايشات پزشكي وي همه چيز را بهم مي ريزد.
پس از فتح خرمشهر توسط رزمندگان اسلام، جامعه بينالملل براي تجديد روحيه ارتش بعثي تلاش ميكند تا كنفرانس غيرمتعهدها را در بغداد برگزار كند و فعاليت تبليغاتي خود را بر امن بودن شهر بغداد متمركز ميكند. ايران به عنوان عضو غيرمتعهدها و كشور در حال جنگ با عراق، به محل برگزاري كنفرانس اعتراض ميكند و با يك عمليات برونمرزي توسط نيروي هوايي (به ويژه شهيد عباس دوران) و بمباران مراكز حساس، بغداد را به عنوان شهري ناامن معرفي ميكند و محل برگزاري كنفرانس، از عراق به هندوستان منتقل ميشود.