علی بابا چاهی: ذهنِ من مدام پدرِ صاحابِ منو دراُورده
علی بابا چاهی گفت: من وقتی اتفاق ناگواری در زندگیام می افتد... میدانی... اتفاق خیلی ناگوار... وقتی میبینم رفیقانم، دوستهام، آشنایانم، نزدیکانم دارند ضجه میزنند و زاری میکنند در گورستان، من سنگ میشوم...
