برچسب علی اصغر گرمسیری

تمام وسوسه های زمین 1368

پيرزني به نام ماه بانو به هنگام ترك روستاي زادگاهش به ياد مي آورد كه سال ها قبل دكتر سنجر، پس از اتمام تحصيلات پزشكي به روستا مي آيد تا درمانگاهي احداث كند. دكتر به ماه بانو، كه شوهرش را از دست داده، علاقه دارد اما ماه بانو به او روي خوش نشان نمي دهد. از طرف ديگر مقرب السلطان، بزرگ مالك روستا،‌ مي كوشد تا سنجر را به سوي خود جلب كند. او دختر عقب مانده اش را به ازدواج سنجر در مي آورد. با شيوع وسيع وبا مقرب السلطان فوت مي كند و مباشرش با اسناد و مدارك املاك و ثروت او مي گريزد. سنجر با احساس غبن روستا را ترك مي كند. ماه بانو پس از مرور اين خاطرات به راهش ادامه مي دهد.

گزارش یک قتل 1365

سروان كلالي، عضو قديمي حزب توده ايران، پس از آزادي از زندان تصميم مي گيرد كيمرام رهبر سابق سازمان نظامي حزب را كه خيانت كرده و حال نيز رئيس كانون حزب رستاخيز كارخانه ذوب آهن اصفهان است به قتل برساند. او تصميم خود رادر كوران انقلاب عملي مي كند و پس از گذشت سال ها همسر و دخترش را ملاقات كند.

تماس شیطانی 1371

در سال 1320، در موقع اشغال ايران توسط ارتش متفقين، يك بازيگر روسي به نام كاترين در تماشا خانه ي اطلس كشته مي شود و مأموران پس از بازرسي مقدماتي از پيگيري ماجرا امتناع مي كنند. وصالي، كارگردان تماشاخانه، تصميم مي گيرد موضوع را دنبال كند. او در مي يابد كه فاروقي، شوهر كاترين، كه سال ها پيش از او جدا شده به تازگي فوت كرده و دختري به نام نفيسه از او مانده است. وصالي موفق مي شود دفترچه ي خاطرات فاروقي را از نفيسه امانت بگيرد تا به پليس برساند. عطوفتي، رييس تماشاخانه، از سفر باز مي گردد و وصالي از ارتباط او با فاروقي، كه هر دو تمايلات فاشيستي داشته اند، آگاه مي شود. وصالي با مطالعه ي دفتر خاطرات فاروقي به نكات تازه اي مي رسد و براي به دست آوردن اطلاعات به اتاق عطوفتي مي رود و با او گلاويز مي شود.افراد عطوفتي نفيسه را براي به دست آوردن دفترچه گروگان مي گيرند و وصالي پس از آزاد كردن نفيسه با او مي گريزد. در حالي كه دفترچه در اختيار عطوفتي است خانه ي آن ها طعمه ي حريق مي شود.

زمان از دست رفته 1368

دكتر شكيبه مؤيد، پزشك حاذق نازايي، پس از ده سال زندگي مشترك با شوهرش از داشتن فرزند محروم است. آن دو چاره را در اين ديده اند كه دختري به نام ليلي را به فرزندخواندگي بپذيرند؛ اما شوهر او، كه مهندس طراحي نساجي است، دختر را به پرورشگاه باز پس مي دهد. دختر به زن متمولي سپرده مي شود. مدتي بعد در پي مرگ مادر مهندس و گم شدن ليلي، پس از نصايح بزرگان خانواده، زن و شوهر كانون خانواده را از نو برپا مي كنند.

مدرسه پیرمردها 1370

پسران آقاي پاك نهاد مؤسس مدرسه ناشنوايان به بهانه اين كه پدر به خارج از كشور رفته است مي خواهند ساختمان قديمي مدرسه را خراب كنند و جاي آن پاساژ بنا كنند. نوه پيشكار آقاي پاك نهاد برحسب تصادف درمي يابد كه او برخلاف گفته پسرانش در جايي نگهداري مي شود كه به نظر مي رسد كه مدرسه پيرمردها باشد. فسقلي با پنهان شدن در اتومبيل پسران پاك نهاد سر از يك آسايشگاه سالمندان درمي آورد. فسقلي با كمك پيرمردان ساكن آسايشگاه و سرآشپز آنجا تصميم به نجات پاك نهاد مي گيرد.

یک مرد یک خرس 1371

كمالي صاحب تنها خانه مجلل كوچه خورشيد كه همراه همسرش نرگس خاتون از حضور يك مرد و خرسش در محله ناراضي اند، تلاش مي كنند تا او را از محله بيرون كنند در مقابل، بچه هاي محله كه نمي خواهند تنها سرگرمي خود را از دست بدهند، با كمك خاله خراساني به دفاع از خرس برمي خيزند.

همسر 1372

زن و شوهري در شركتي كار مي كنند كه رئيس شركت به جرم اختلاس دستگير مي شود. مرد هم كه معاونت شركت را به عهده دارد، مطمئن است وي را به رياست شركت انتخاب خواهند كرد ولي هيئت امنا همسر او را برمي گزيند. مرد كه تحمل رياست همسرش را ندارد مشكلاتي در محل كار و در نتيجه خانواده به وجود مي آورد.

خارج از محدوده 1366

محمدجواد حليمي كارمند ساده دولت، پس از سال ها اجاره نشيني با زدن از نان شب خانواده اش آلونكي در حاشيه پايتخت به نام هرت آباد دست و پا مي كند. در شب دوم سكونت دزد به خانه آنها مي زند كه حليمي دستگيرش مي كند. او قصد دارد دزد را تحويل مقام هاي پاسگاه دهد كه اهالي منطقه منعش مي كنند.حليمي كه پيرو قانون است دزد را به پاسگاه مي برد اما مي شنود كه محله هرت آباد در حوزه استحفاظي آنها نيست و نمي توانند سارق را تحويل بگيرند. حليمي به همراه دزد به ادارات و وزارتخانه هاي مختلف مراجعه مي كند تا وضع محله را روشن كند و عاقبت چون به اين نتيجه مي رسد كه در نظام اداري حاكم راهي به جايي نخواهد برد با همت و همكاري اهالي هرت آباد زنداني برپا مي كند تا به اصلاح و تهذيب سارقان بپردازند.