برچسب علیرضا داودنژاد

علیرضا داودنژاد بر تامین امنیت تولیدکننده آثار داخلی تاکید کرد

به گزارش سروش سینما کارگردان «مصائب شیرین» و «نیاز» در نوشتاری که در اختیار ایسنا گذاشت، ابراز عقیده کرد: «در شرایطی که منظومه هنری رسانه‌ای داخلی در هماوردی با منظومه‌های حریف و رقیب منطقه‌ای و جهانی انبوه مخاطبان را از دست داده…

داوودنژاد و تجربه «روغن مار»/ فرقی با روزهای اولم ندارم

علیرضا داودنژاد در بخشی از این مراسم در پاسخ به اینکه چگونه این قدر جوانانه فیلم می‌سازد؟ گفت: اگر آینه نباشد و نفس کم نیاورم، فرقی با روزهای اولی که به سینما آمدم حس نمی‌کنم. خوشحالم که تماشاگرهایی مثل شما دارم و برای یک فیلم‌ساز تماشاگر خوب از پدر و مادر هم مهم‌تر است.

منصور 1398

فیلم سینمایی «منصور»، درباره بخش‌هایی از زندگی تیمسار منصور ستاری و ساخت اولین جنگنده کاملا ایرانی است و همچنین سال‌های پایانی دفاع مقدس را روایت می‌کند که ایران به شدت درگیر کمبود تسلیحات نظامی است و سرتیپ ستاری بر یک پروژه مهم کار می‌کند.

فراری 1394

این فیلم دربارهٔ دختری است با بازی ترلان پروانه که از شهرستان به تهران می‌آید و تلاش می‌کند تا با خودروی «فِراری» چندین میلیاردی، عکس یادگاری بگیرد . او چون جایی را ندارد شب‌ها را در بیمارستان‌ها و مکان‌های عمومی میگذراند. در این حین بامردی مسافرکش با بازی محسن تنابنده، آشنا می‌شود. راننده پس از شنیدن داستان دختر قصد کمک و نصیحت دختر را دارد و در این میان حوادثی نیز اتفاق می افتد.

جایزه 1361

احمد مزورقي، كارمند آموزش و پرورش، كه در بانك اصناف حساب پس انداز دارد، به قيد قرعه برندة هواپيماي دو موتوره مي شود. پس از تحويل هواپيما به او مي گويند كه نمي تواند هواپيما را به زادگاهش، رامسر، انتقال دهد، ناچار همراه خانواده اش به پايتخت مهاجرت مي كند. نگهداري هواپيما و ادارة‌ خانواده در تهران هزينة كلاني در بردارد. مدير تبليغات بانك به او پيشنهاد مي كند براي رفع مشكل و تأمين هزينة زندگي در فيلم هاي تبليغاتي بازي كند. احمد با اكراه و از سر ناچاري مي پذيرد و در اندك مدتي حيثيت خود، همسر و دخترش را بر باد رفته مي بيند. سرانجام روزي طاقت از دست مي دهد استوديو را به هم مي ريزد و مستأصل خود را ميان بيغوله ها رها مي كند.

خانه عنکبوت 1362

پس از انقلاب، در بحبوحه ي ماجراي حمله ي نظامي طبس، چهار مرد (تقي نيا، كامران، ثابتيان و تيمسار)، كه وابستگي هايي به نظام سرنگون شده ي سلطنتي دارند، در ويلايي گرد آمده اند و در انتظارند تا كودتا پيروز شود. حمله ي نظامي طبس شكست مي خورد و چهار مرد مستأصل از وضع خود و ترس از گرفتار شدن ديوانه وار به جان هم مي افتند و يكديگر را از پا در مي آورند.

تیغ زن 1387

دختر و پسري كه يكديگر را دوست داشتند پس از 20 سال همديگر را در حالي مي بينند كه دلبستگي آنها نسبت به گذشته تفاوت كرده است اينك دختر عاشق سگهايش و پسر عاشق اتوموبيل...