برچسب علیرضا خمسه

زمین گرم 1399

بعد از سال‌ها بی‌خبری دو برادر از هم، برادر بزرگ‌تر اصلان(کامران تفتی) که آخرین ساعات حیات خود را پشت سر می‌گذارد به سراغ برادر کوچک‌تر علی یار(صادق برقعی)می‌رود تا وصیت کند؛ وصیتی که زندگی برادر کوچک را دستخوش چالشی بزرگ می‌کند و سرنوشتش را تغیر می دهد …

میکائیل 1394

رسول رفیق میکائیل، به اشتباه قربانی توطئه اشرار می‌شود. میکائیل (با بازی کامبیز دیرباز)که پلیس سختکوش و پرتلاشی است، برای استقرار نظم و آرامش بیشتر، عزم خود را جزم می‌کند و با تکیه بر حمایت‌های مردم، دل به دریا می‌زند و…

پایتخت 4 1394

هما سعادت در انتخابات شورای شهر رأی می‌آورد و طرفداران او در منزلشان جمع می‌شوند. همسر چینی ارسطو در سانحه هواپیمایی مالزی جان خودش را از دست داده و این مسئله موجب شده تا کام ارسطو هر روز تلخ و تلخ‌تر بشود. نقی از همسرش درخواست می‌کند تا برای ساخت خانه فهیمه (خواهر نقی) مجوز بگیرد اما او این کار را خلاف می‌داند و هیچ رقمه زیر بار نمی‌رود. نقی به همراه اقوام و خویشانش و کمک اوس موسی دست به کار می‌شوند و خانه فهیمه را به‌طور پنهانی با آوردن مصالح از راه و بیراه می‌سازند، اما در آخر توسط شهرداری تخریب می‌شود. در این بین ماجراهایی از جمله ازدواج بابا پنجعلی، دعوای نقی و هما، حضور بهبود در آفریقا اتفاق می‌افتد.

پایتخت 5 1397

ارسطو ماشین شاسی‌بلند می‌خرد و خانواده را برای خوردن هویج بستنی می‌برد، اما در میانهٔ راه ماشین چپ می‌کند و در آب می‌افتد. خانوادهٔ نقی معمولی بر سر این اتفاق صدمات شدیدی دیده‌اند و نقی برای این موضوع رابطه‌اش را با ارسطو قطع می‌کند. او برای عوض شدن روحیهٔ خانواده پس از این حادثه، آن‌ها را به ترکیه می‌برد. در میانهٔ راه، نقی با ارسطو روبرو می‌شود و درگیری لفظی میان این دو رخ می‌دهد، اما پس از آن با هم صلح می‌کنند. آن‌ها در کشور ترکیه سوار بر بالن می‌شوند. مسئول هدایت بالن بر اثر مصرف مشروبات الکلی سکته کرده و منجر به مرگش می‌شود. سپس بالن آن‌ها را به سمت سوریه و جبههٔ داعش می‌برد. خانوادهٔ نقی با داعشی پیشین به نام الیزابت آشنا می‌شوند و از طریق وی می‌فهمند که در سوریه هستند. سپس برای نجات خود به سمت لاذقیه می‌روند. آن‌ها به شهر لاذقیه می‌رسند و به کارخانهٔ متروکه‌ای می‌روند. در آنجا با عده‌ای داعشی روبرو می‌شوند و خانوادهٔ نقی توسط این افراد گروگان گرفته می‌شوند اما سرانجام توسط نقی نجات پیدا می‌کنند. آن‌ها پس از نبرد با عده‌ای داعشی دیگر درگیر می‌شوند و پس از کشتن آن‌ها به کمک ارتش سوریه سوار هلیکوپتر می‌شوند و نجات پیدا می‌کنند.

یک مشت پر عقاب 1386

در پی درگذشت خواهر دوقلوی، امیرحسین دانشور فارغ التحصیل رشته مهندسی نفت که در حال گذراندن خدمت وظیفه است،او به تهران فرا خوانده می شود. پدر او مهندس دانشور از مهندسان قدیمی شرکت ملی نفت که در اثر حادثه خودکشی دخترش سکته کرده و بستری شده است. امیرحسین پس از اتمام مراسم درست در شبی به تبریز برمی گردد که همان روز مردم تبریز طی اقدامی اعتراضی دفتر حزب رستاخیز را به اتش کشیده اند و ...

چوب خط 1399

فرخ فرخنده مسافری که از خارج از کشور به وطن باز می‌گردد و همزمان با رسیدنش مشکلات زیادی سر راهش قرار میگیرد پلمپ خانه،خراب شدن دستگاه کارخانه،اخراج شدنش از کارخانه و...