همسایه ها 1379
چند خانواده در خانه آقای فردوس، که مقیم خارج است ساکن هستند. با بازگشت فردوس به ایران اتفاقات تازهای میافتد...
چند خانواده در خانه آقای فردوس، که مقیم خارج است ساکن هستند. با بازگشت فردوس به ایران اتفاقات تازهای میافتد...
سریال یادآوری داستان افرادی را روایت میکند که پس از مرگ، فرصتی دوباره برای زندگی مییابند. کسانی که سرنوشت، آنان را بعد از رویارویی با مرگ و بازگشت به حیات، به هم پیوند میزند؛ و اکنون، این نجاتیافتگان میکوشند تا…
سروان محمدی پس از متلاشی کردن باند قاچاق مواد مخدر، در اندوه فوت دخترش روزگار سپری میکند، اما در پی حادثهای درمییابد دخترش زنده است و ریشههای این باند هنوز در ترکیه در حال فعالیت هستند. این امر باعث میشود سروان محمدی به ترکیه سفر کند و …
کاروانی برای سفر از بیابانی عبور میکنند که این بیابان به بیابان مرگ مشهور است آنان هنگام گذر تمام داراییشان توسط حسام بیگ به غارت برده میشود. این باعث میشود اتفاقاتی پیرامون این راهزنی در قالب طنز و تاریخی مدرن جلوه داده شود.
مجموعه تلویزیونی دولت مخفی روایتی داستانی دارد و فیلمنامه آن بر اساس خاطرات مستند برخی ازآزادهها نگاشته شدهاست. بعضی شخصیتهای این مجموعه تلویزیونی حقیقی هستند و از آنها میتوان به سید آزادگان سید علی اکبر ابوترابی اشاره کرد.پژمان بازغی (سعید) از بازیگرهای اصلی این مجموعه است، او که از جوانان جنوب کشور است با شروع جنگ، پدر خود را از دست میدهد. در واقع پدر او مفقود میشود و سعید برای نجات جان بقیه اعضای خانواده، آنها را به شمال کشور میآورد. اما خودش در این منطقه نمیماند و بین جبهه و شمال در رفت و آمد است تا این که در یکی از عملیاتها به اسارت درمیآید و بعد از اسارت اوست که ادامه داستان مجموعه تلویزیونی در اردوگاههای عراقی روایت میشود. لاله اسکندری نیز در این مجموعه تلویزیونی نقش شخصیتی به نام پروانه را بازی میکند. سعید به پروانه علاقهمند است، اما هر بار که این دو نفر تصمیم به ازدواج میگیرند، اتفاقی باعث میشود تا این ازدواج صورت نگیرد.
خانواده ای مستند ساز به منظور تهیه مستند از آداب و رسوم قوم بختیاری راهی خوزستان می شوند اما در آنجا با اضافه شدن یکی از محلی ها به سمت و سوی دیگری کشیده می شوند.
این مجموعه به موضوعاتی مانند ساخت ابزار عزاداری سیدالشهداء و تعزیهخوانی میپردازد. حاج مرتضی (فرهاد قائمیان)، بازاری خوشنام و اهل خدای است که یک اتفاق ناخواسته زندگی او را از این رو به آن رو میکند. او تصمیم میگیرد به حال و هوا سالهای خوش گذشته خود، بازگردد.
داستان مجموعه تلویزیونی روایت زندگی دو جوان کارگر با نامهای سهراب (مجتبی پیرزاده) و سعید (محمد ولی زادگان) است که با هم رفیق صمیمی اند و هر کدام در زندگی خانوادگی خود با مشکلات زیادی که بیشتر جنبه مالی دارد دست به گریبانند. سهراب در کارگاه مبل سازی کار میکند که در حال ورشکستگی است و هر لحظه امکان تعطیلی آن میرود. پدرش فوت شده و او نان آور مادر، خواهر و برادر کوچکتر از خود است. نامزد کرده اما به دلیل مشکلات مالی نمیتواند زندگی مشترکش را آغاز کند. سعید بیکار است و بیپول و در عین حال از برادر کوچکتر و پدر خود هم نگهداری میکند. از طرف دیگر همسرش (هستی مهدوی فر) به او فشار میآورد که خانه ای مستقل برای او تهیه کند.
سهراب و سعید که در منطقهای فقیرنشین رشد یافتهاند، تا پای جان تلاش میکنند تا با امید چراغ خانههایشان را روشن نگه دارند. آنها در برابر سرنوشت ایستادگی میکنند و به رحمت خداوند دلخوش هستند تا اینکه دوستی دیرینهشان در خطر میافتد و…