برچسب علوم انسانی

کتاب تاملات در باب ماکیاولی

نویسنده: لئو اشتراوس مترجم: شروین مقیمی در آناپولیس آمریکا) نظریه‌پرداز و مورخِ فلسفه سیاسی آلمانی – آمریکایی بود. تلفظ آلمانی نام او اشتراوس و تلفظ انگلیسی آن استراوس است.اشتراوس در خانواده‌ای یهودی در آلمان به دنیا آمد. وی از تأثیرگذارترین…

برگزاری نشست تخصصی مبانی علوم شناختی

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مدرس نشست تخصصی مبانی علوم شناختی، دکتر مهدی ملکی پژوهشگر حوزه علوم شناختی است. این نشست شنبه ۲۹ فروردین‌ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶ الی ۱۸
به صورت نشست آنلاین در بستر اسکای روم برگزار می شود. 

رازی که خاک ایران به من آموخت/حکم جغرافیا و تاریخ به ایران برای ایستادگی ابدی/ ایران تمدنی «دفاع‌محور» با انعطاف‌ در ساختار و اصالتِ در ریشه‌ها

گروه اندیشه: «ایران بزرگ‌ترین ققنوس تاریخ است»، عنوان دل نوشته ای است از یک باستان شناس برای خاک و آبی که هزاران سال ایستاده. این مطلب روایتگر واکاوی عمیق و حسی یک باستان‌شناس از جان‌سختی و استمرار تمدنی ایران در برابر تندبادهای تاریخ است. نویسنده با لمس لایه‌های خاک، از تپه حسنلو تا ستون‌های تخت‌جمشید، استدلال می‌کند که ایران نه یک «سال‌شمار»، بلکه «نبضی زنده» است که بارها تا مرز نابودی رفته، اما هرگز زانو نزده است. او با اشاره به تاکتیک‌های دفاعی اشکانیان و مهندسی ساسانیان، الگوی تاریخی ایران را «انتخابِ بودن» و «ققنوس‌وار برخاستن از لایه‌های سوخته» توصیف می‌کند. از منظر باستان‌شناسی، ایران تمدنی «دفاع‌محور» است که راز بقای آن در ترکیبِ انعطاف‌پذیریِ ساختاری با اصالتِ ریشه‌ها نهفته است؛ خاکی که حافظه‌اش به فرزندان خود درسِ ایستادگی در برابر آشوب‌های معاصر را می‌آموزد و اطمینان می‌دهد که این سرزمینِ زخمی، همچنان استوار خواهد ماند. شاید دیوار تاریخی گرگان در این باره مثال خوبی باشد. این دل نوشته را که توسط دکتر مصطفی ده پهلوان دانشیار گروه باستان شناسی دانشگاه تهران نوشته و در کانال خانه اندیشمندان علوم انسانی منتشر شده، در ادامه می خوانید:

از درماندگی آموخته‌شده تا عصیان علیه بی‌عدالتی/ نقش شکاف نسلی در فهم بحران / وقتی رنج، برای یکی سرنوشت است و برای دیگری بی‌عدالتی

گروه اندیشه: مصطفی سلیمانی پژوهشگر روانشناسی با نوشتن یادداشتی تحت عنوان شکاف نسلی در فهم بحران (وقتی رنج، برای یکی سرنوشت است و برای دیگری بی‌عدالتی) در سایت اندیشه ما،   به شکاف ادراکی نسل‌ها در مواجهه با بحران می‌پردازد؛ جایی که نسل قدیم رنج را «سرنوشت» و نسل جدید آن را «بی‌عدالتی» می‌بیند. از نظر سلیمانی ریشه‌ی این تعارض در طرح‌واره‌های ذهنی متفاوت نهفته است. راهکار عبور از این گسست، «گفت‌وگوی ترجمه‌ای» و رسیدن به تعادلی میان تاب‌آوری و کنشگری است تا تفاوت دیدگاه‌ها به بحرانی عمیق‌تر تبدیل نشود.این مطلب را در ادامه می خوانید: 

انزوای نخبگان؛ بحران اعتبار در ایران / تحکیم «خرد جمعی» و «استقلال نهاد علم»، راه ترمیم پل میان مردم و آرمان های ملی

گروه اندیشه: دکتر سمیه توحیدلو، استاد دانشگاه، در مطلبش منتشر شده در روزنامه شرق، به فروپاشی مراجع فکری سنتی و رسمی به دلیل نگاه ایدئولوژیک و حذفِ نقد تخصصی می‌پردازد. این انسداد، مرجعیت را از دانشگاه به خانه‌های منزوی و از نخبگان به بلاگرها منتقل کرده است. در غیاب صداقت نهادی و رسانه‌های مستقل، جامعه در تشخیص صلاح ملی دچار سردرگمی شده است. راهکار، بازگشت به «خرد جمعی» و احیای شأن اندیشه‌ورزانی است که بتوانند با روایتگری صادقانه، پل‌های شکسته میان مردم و هویت ملی را بازسازی کنند. در اصل توحیدلو به نتیجه توده ای و پوپولیستی شدن امرسیاست و امر زندگی اشاره می کند که در نهایت قوام و بنیان های مرصوص جامعه را فرومی ریزد. این مطلب را در ادامه می خوانید. 

کتاب نگاهی موشکافانه به دوران سه‌گانه مجلس شورای ملی در انقلاب مشروطیت ایران

نویسنده: داود علی بابایی انتشارات: امید فردا سری چاپ: 1 درباره داود علی بابایی داوود علی بابایی یک نویسنده مستقل است. کسی که اساسی‌ترین دغدغه‌اش تاریخ، خصوصا تاریخ معاصر ایران است. تا به حال از او کتاب‌های زیادی منتشر شده…

چرا زنان ایرانی جامعه‌شناس در جامعه شناسی ایران دیده نشدند؟/ جامعه‌شناسی، یتیم در ایران/ اشکال بنیادین تاریخ‌نگاری جامعه‌شناسی در ایران

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا،الهه شمس در مقدمه گفت و گویش با دکتر سیدجواد میری نوشت: «نگاهی به سرگذشت تخیل جامعه‌شناختی در ایران» عنوان جدیدترین کتاب سید جواد میری است که انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی آن را منتشر کرده است. جامعه‌شناسی در ایران صرفاً یک رشته دانشگاهی یا مجموعه‌ای از واحدهای درسی نیست؛ روایتی است از نسبت ما با قدرت، با دولت، با دانشگاه و با امکان نقد خودمان. مسئله اصلی این کتاب هم همین‌جاست: نه این‌که جامعه‌شناسی ایرانی چقدر نظریه می‌داند یا از چه متونی الهام می‌گیرد، بلکه این است ‌که اساساً در چه شرایطی توانسته به یک دانایی انتقادی تبدیل شود. نویسنده با کنار زدن روایت‌های رسمی و خنثی، نشان می‌دهد که سرگذشت جامعه‌شناسی در ایران بیش از آن‌که معرفتی باشد، نهادی و تاریخی است و بدون دیدن این بستر، بحث‌هایی مثل بومی‌سازی یا تولید نظری چیزی جز شعار باقی نمی‌مانند.