برچسب عصمت رضاپور

دوران سرکشی 1380

این سریال درباره دختری به‎نام محبوبه (عاطفه نوری) است که در پی بدرفتاری پدرش، از خانه فرار می‎کند. این دختر 16ساله، ویژگی‎های شخصیتی عجیبی دارد؛ او در باندهای مختلف تبهکاری حضور داشته و وقتی توسط پلیس دستگیر می شود، با یک باند مواد مخدر در ارتباط بوده‎است. با آغاز بازجویی از وی، حنانه (لادن مستوفی)، یکی از مددکاران اجتماعی، تصمیم می‎گیرد به نزد استاد خود برود تا از او درباره برخورد با این دختر راهنمایی بگیرد...

یوسف پیامبر 1387

سریال «یوسف پیامبر» روایتگر زندگی «حضرت یوسف (ع)» از کودکی تا بزرگسالی است. زمانی که او کودک بود برادران حضرت یوسف او را در چاه می اندازند. زمانی که کاروانی برای استراحت قصد آب خوردن از این چاه را داشتند او را پیدا می کنند و با خود به مصر می برند و داستان او از اینجا شروع می شود.

عملیات 125 (فصل سوم) 1394

در فصل سوم این سریال ماموران اطفائیه(آتش نشانی) که با گذراندن چندین عملیات‌،تجربه‌های زیادی بدست آورده‌اند،به کمک این تجارب در حوادث گوناگون عملکرد بهتری از خود ارائه می دهند تا بتوانند جان انسان‌های بیشتری را نجات دهند.

گاهی به پشت سر نگاه کن 1393

این سریال روایتگر یک مرد کارخانه‌دار به نام تابش است که با ماجراهای متعددی روبه‌رو می‌شود. او آدم خودساخته‌ای است که کارش را از صفر شروع کرده، اما اکنون که کارخانه‌اش توسعه یافته از طرفی با مشکلی به نام واردات بی‌رویه جنس‌های خارجی روبه‌روست و از طرفی اطرافیان و دشمنان دیرینه‌اش تصمیم دارند او را با پاپوش ورشکسته کنند.

جاده تباهی 1393

این سریال تلویزیونی در چهار اپیزود که شامل 13 قسمت می‌شود و به معضل اعتیاد از نوع مواد مخدر صنعتی می‌پردازد و هر اپیزود قصه‌ای جداگانه را روایت می‌کند، اما شخصیت‌ها به‌نوعی در قصه‌های هم تأثیرگذار هستند.

در اپیزود نخست، زهره به خاطر ناتوانی در بچه‌دار شدن روابط سردی با شوهرش جمال پیدا کرده و فکر می‌کند جمال می‌خواهد ازدواج مجددی داشته باشد. مهدی رکنی، افسانه اکبری، حسین محمدزاده، اعظم دلداده و سعید برج علی بازیگران این قسمت هستند.

اپیزود دوم نیز داستان الهه است که به‌تازگی در دفتر جمال استخدام شده و به خاطر سوءظن زهره نسبت به او و جمال از کار اخراج می‌شود. بازیگران این قسمت عطاءالله منتظری، مهری آل آقا، مهناز رود ساز و حمیدرضا عطارد هستند.

اپیزود سوم داستان حامد است که به خاطر اختلاف نظرهایی که با پدرش دارد با او شرط می‌کند که در قبال گرفتن دیپلمش او را برای کار به خارج از کشور بفرستد و حامد مجبور می‌شود برای درس خواندن قرص ریتالین مصرف کند. بازیگران این اپیزود را احمد علامه دهر، عصمت رضاپور، نیما سیاری، فاطمه حسینی و... تشکیل می‌دهند.

اپیزود چهارم نیز داستان جاوید معلم حق‌التدریسی است که به خاطر اینکه توان بیشتر کار کردن را داشته باشد به شیشه روی می‌آورد و همین امر موجب می‌شود که دچار اختلالات روانی شود. در این قسمت علی فرحناک، نرگس رضایی، عباس صفا و... ایفای نقش می‌کنند.

حراج 1392

زن ميانسالي که نقاش هنرمند است زندگي اش دچار بحران شده وهمسرش به زندان رفته است.او با به حراج گذاشتن تمامي لوازم منزل وحتي لباسهاي خودسعي مي کند خانواده اش را از بحران نجات دهد...

خواب و بیدار 1380

توران که به ناتاشا شهرت دارد و یک خلاف‌کار حرفه‌ای می‌باشد، پس از سال‌ها به ایران بازمی‌گردد. او با عبدالله پلنگ که یک خلاف کار سابقه‌دار بوده و سالهاست کار خلاف را کنار گذاشته‌است، شروع به سرقت مسلحانه می‌کنند. پس از مدتی پسر عبدالله دستگیر شده و در یک سرقت مسلحانه، داماد او توسط پلیس زخمی می‌شود و ناتاشا نیز عبدالله را به کشتن داماد زخمی‌اش وادار می‌کند. پس از قتل وی توسط عبدالله، خود او نیز در چاه خانه پدرخوانده ناتاشا به طرز فجیعی کشته می‌شود. پس از قتل عبدالله پلنگ توسط ناتاشا، خود او نیز تحت تعقیب قرار می‌گیرد. اصغر که خیلی ترسیده است و ناتاشا او را تهدید کرده، با همسرش می رود تا خودکشی کنند ولی پسر بچه و دختر جوانی مانع این کار می شوند. اصغر تصمیم می‌گیرد بچه را همراه با خودش بکشد ولی کبری مانع او می‌شود. عیسی و کبری با صحنه‌ای هراس‌انگیز روبرو می‌شوند و به خانه می‌روند و تصمیم می‌گیرند به پلیس خبر دهند. پلیس‌ها در حین جست‌وجو عیسی را پیدا می‌کنند و به قضیه شک می‌کنند ولی عیسی از ترسش دروغ می‌گوید. اصغر که نتوانست خودکشی کند چاره‌ای ندارند جز اینکه پسر را بکشد. به سراغ او می‌رود ولی باز هم کبری جان او را نجات می دهد. اصغر چندی بعد به هوش می‌آید و فرار می‌کند. عیسی پیش مادرش می‌رود و قضیه را به مادرش می‌گوید. آن‌ها پیش پلیس می‌روند و همه چیز را می‌گویند. پلیس اصغر را پیدا می‌کند ولی او همه چیز را انکار می‌کند. پلیس‌ها فردا برای گشتن خانه اصغر می‌روند و چیزی پیدا نمی‌کنند. ناتاشا مشکوک می‌شود و به کمک اصغر فرار می‌کند ولی تحت تعقیب قرار می‌گیرد. وی در حین فرار مجبور می‌شود پلیس‌ها را مجروح کند. معامله در حال انجام است که پلیس‌ها از راه می رسند و همه را دستگیر می‌کنند ولی ناتاشا فرار می‌کند. ناتاشا به سراغ سودابه می‌رود و او را گروگان می‌گیرد. او می‌خواهد فرار کند ولی سودابه او را از هلیکوپتر بیرون می‌اندازد و او توسط پلیس‌ها کشته می شود ولی قبل از کشته شدن اصغر را نیز می‌کشد.