برچسب عصمت رضاپور

زمانی دیگر 1395

قدیر کارگر یک کارخانه مواد شیمیایی است که بعد از اعتراضات کارگری زندانی شده است. او بعد از یکسال به طور ناگهانی از زندان آزاد می شود و وقتی به خانه بر می‌گردد متوجه می شود دختر نوجوانش، سمیه فرزندی به دنیا آورده است ، در حالی‌که سمیه ازدواج نکرده‌است.

رقص در آتش 1387

"رقص در آتش" داستان دختری است که به مواد مخدر معتاد است. او اتفاقی با راننده‌ای آشنا می‌شود و مسیر زندگی‌اش تغییر می‌کند.

روز عزیز 1391

داستان پیرزنی به نام ملوک است که آرزو دارد در آخرین روزهای عمرش مراسم پختن غذای نذری را در خانه اش برگزار کند اما فرزندانش که با هم قهر هستند برآورده شدن این آرزو را با مشکل روبرو کرده اند.

ما چند نفر 1385

سریال "ما چند نفر" ماجرای چند جوان را روایت می‌کند که با همدیگر یک شرکت نقشه‌کشی و طراحی را اداره می‌کنند. در این بین با خیانت یکی از دوستان شرکت منحل می‌شود و مهندس اصلی شرکت با باطل شدن مدرک مهندسی‌اش چاره‌ای نمی‌بیند جزء اینکه از کشور خارج شود که …

گارد ساحلی 1388

یک تاجر اهل تهران به نام آقای امینی مدتی است کسی از او خبر ندارد. دختر او سارا به همراه همسرش امیر برای پیدا کردن وی به بندر خمیر در ۷۰ کیلومتری بندرعباس می‌روند. وقتی او را نمی‌یابند، به پاسگاه ساحلی خمیر مراجعه می‌کنند و از آن لحظه به بعد پیگیری‌های استوار سوبان اسماعیلی معاون پاسگاه برای پیدا کردن آقای امینی شروع می‌شود؛ پس از طی ماجراهایی که منجر به مفقود شدن امیر و کشته شدن فرمانده پاسگاه ستوان علی محمدی به دست افرادی ناشناس می‌شود مشخص می‌شود آقای امینی توسط افراد کارخانه اش به قتل رسیده چون با آن‌ها برای قاچاق و جاسازی مواد مخدر در بسته‌بندی محصولات کارخانه همکاری نکرده و آن‌ها برای مشکوک نشدن مقامات محلی شخصی بسیار شبیه او پیدا کرده و جایگزین او می‌کنند و همین افراد کارخانه سارا و امیر را که سوار ماشین امیر بوده‌اند در جاده برگشت به تهران به دره‌ای پرتاب می‌کنند که منجر به کشته شدن امیر و زخمی شدن سارا می‌شود افراد کارخانه همگی به دستور امینی قلابی و توسط مباشر کارخانه کشته می‌شوند و خود امینی هم به دست همین مباشر کشته می‌شود و گروه قاچاقچیان مسلح مواد مخدر که امینی تشکیل تشکیل داده، پس از لو رفتن با مأموران نیروی انتظامی درگیر شده و ماجرا با دستگیری مباشر و قاچاقچیان خاتمه می یابد.

قبل از غروب 1387

اين فيلم داستان پسري به نام «مجيد» است. در روزهاي اول جنگ پدر و مادر مجيد در يكي از شهرهاي مرزي ايران، جلوي چشمانش توسط افسر عراقي به نام ماجد ادهم كشته مي‌شوند. سالها بعد مجيد در خط مقدم جبهه اين افسر را بين اسراي عراقي مي‌بيند و تصميم به انتقام مي‌گيرد...

دست بالای دست 1390

سیامک سلطانی(یوسف تیموری) و سعید سلطانی (جواد عزتی) برادر هستند و در خانه‌ای در جنوب شهر همراه پدرشان(رضا فیض نوروزی) زندگی میکنند سیامک آدم کلاهبردار ی است وقصد دارد تا با معرفی کردن خود به عنوان یک جوان تحصیلکرده و پولدار با یک دختر ثروتمند به نام نوشین (بهاره افشاری)ازدواج کند.ولی سعید که برخلاف برادرش درستکار بوده و مورد اعتماد صاحبکارش دکتر مجلسی(فتحعلی اویسی) می باشد. دکتر مجلسی تصمیم میگیرد تا برای دیدن همسر (هایده حائری) و دخترش (سمانه پاکدل) به خارج سفر کند وهمه اموالش را به سعید می سپارد.همین موضوع سبب میشود تا سیامک سعید را مجبور کند تا خانه مجلسی را به عنوان خانه خود معرفی کند تا بتواند کلاهبرداری کند.