بیمار استاندارد 1395
سریال بیمار استاندارد دربارهٔ قهرمان داستان (بهنام) فردی تحصیلکرده بازیگری است که با این شیوه درمانی درگیر میشود و وارد ماجراهایی میشود که تا به حال تجربهشان نکردهاست.
سریال بیمار استاندارد دربارهٔ قهرمان داستان (بهنام) فردی تحصیلکرده بازیگری است که با این شیوه درمانی درگیر میشود و وارد ماجراهایی میشود که تا به حال تجربهشان نکردهاست.
این سریال داستان سه زوج را دربرمیگیرد که با هم نسبت خانوادگی دارند و ماجرا هاو داستانهای متفاوتی با یک مضمون مشترک در هر قسمت مطرح میشود، که این سه داستان سرانجام به یک برآیند میرسند.
سریال «لیسانسه ها» داستان سه جوانی است که دارای مدرک تحصیلی لیسانس هستند. «حبيب» که وضع مالی مناسبی دارد، ولی به علت ضعف در برقراری روابط اجتماعی هنوز نتوانسته ازدواج کند، «مسعود» در آستانه ازدواج است ولی مشکلات زیادی دارد و «مازيار» هر یک دارای مشکلاتی هستند که برای حل آن تصمیم می گیرند به یکدیگر کمک کنند.
هاتف پس از ۳۰ سال به ایران باز می گردد و با خواندن نامه پدر مرحومش از واقعیت تلخی مطلع می شود. همزمان با اوج گرفتن درگیری های خیابانی مردم انقلابی با مزدوران شاهنشاهی ، هاتف بر سر قراری حاضر می شود که مینا هرگز به آن نمی رسد . آنها، هر دو دانشجویان عضو نهضت اسلامی بوده و بر خلاف نظر والدینشان مصمم به ازدواج هستند. از این رو پدر هاتف که از قرار آنها مطلع شده از دوستان نظامی اش می خواهد تا مینا را پیش از رودر رو شدن با پسرش دستگیر کند و فردای همان روز هاتف را به بهانه تحصیل، فورا از کشور خارج می کند.
داستانی است دربارهٔ رفاقت، عشق و خیانت بین سه خانوادهٔ بابک، مسعود و سهیل که شرکای کاری و دوستان قدیمی هستند. بابک سردبیر مجلهٔ پرفروشی است و سهیل و مسعود همکاران او در نشریه هستند، هرکدام در زندگی مشترکشان دچار مسائلی شدهاند و برای فرار از زندگی روزمره و کاری و چند روز دوری از همسرانشان تصمیم میگیرند بدون اطلاع خانواده به سفر مجردی و به اصطلاح خودشان ریکاوری بروند…
این مجموعه تلویزیونی روایتی است از داستان زندگی حامد (با بازی محمدجواد جعفرپور)، دانشجوی پرتلاشی که متوجه میشود تنها یک ماه برای تحویل پایاننامه خود فرصت دارد و این ماجرا او را درگیر اتفاقات شیرین و طنز گونهای میکند.
امین عاشق دختری بهنام گل است، که به عشق امین جواب رد میدهد. امین سراغ دوستش که بهتازگی به پرورش شترمرغ رو آورده، میرود. دوستش در حال آزمایش و تولید دارویی برای ایجاد حس مهربانی است! مقداری از گوشت شترمرغ را به امین میدهد برای بازاریابی. امین گوشت را به قصابی میبرد و دو باجناق (ایرج و تورج) که به همراه همسرانشان (نغمه و نگار) برای گردش به پارک چیتگر آمدهاند؛ گوشت را خریده و کباب میکنند. نگار و نغمه که بسیار غرغرو هستند وقتی کباب را میخورند تغییر رفتار میدهند و کاملا مطیع همسرانشان میشوند. باجناقها تحقیق میکنند تا راز مهربانی همسرانشان را کشف کنند...!
شرکتی برای راه اندازی شعبه جدیدش در کیش به دنبال انتخاب یک مدیر عامل از میان کارکنان نمونه است که شرطش ازدواج است و…