برچسب عزت الله رمضانی فر

محکومین 2 (سرگذشت) 1398

در موضوع مجازات جایگزین، به افرادی که سهوی مرتکب جرم کوچکی می‌شوند که با ندامت، دیگر نیت تکرار آن را نداشته باشند، فرصتی داده می‌شود تا به جای سپری کردن دوران محکومت خود در زندان، مجازات‌های جایگزینی را که شامل یک فعالیت اجتماعی می‌شود به انجام برسانند…

ملک پدری 1391

در این فیلم قصه پدری روایت می شود که یکی از 5 فرزندش دارای اعتیاد است و وی با دیگر فرزندانش شرط می کند در صورتی که هر یک بتواند برادر خود را از چنگال اعتیاد نجات دهد، ملک با ارزشی را در همدان به او واگذار کند . در این میان روش های نادرست اعضاء خانواده در این خصوص موقعیت های طنزی را به وجود می آورد تا اینکه پسر خانواده با دختری آشنا می شود که مسیر زندگی او را تغییر می‌دهد.

غیرعلنی 1394

داستان این سریال مربوط به رقابت انتخاباتی سه جوان است که یکی از آن‌ها عشق به یک دختر را در دل دارد و پیروزی خود را در انتخابات به منزله اثبات خود به خانواده دختر می‌داند

مسافر شب 1359

يك راننده ي تاكسي پسرش را براي ادامه ي تحصيل به اروپا مي فرستد، اما پسر، كه بي بند و بار است، به فساد آلوده مي شود. يكي از دوستانش او را به عضويت يك شبكه ي قاچاق و توزيع مواد مخدر، كه زير نظر زني با نفوذ اداره مي شود، در مي آورد. جوان در جريان مأموريت حمل محموله ي قاچاق، درايران، دستگير مي شود، اما به فرمان رهبر شبكه از زندان آزاد مي شود به جاي او معتادي را، كه درخيابان جمشيد دستگير كرده اند، محاكمه و به عنوان حامل محموله ي كشف شده به جوخه ي اعدام مي سپارند. جوان، كه از اين واقعه متأثر است ، برضد قاچاقچيان به مبارزه برمي خيزد و در يك درگيري به شدت مجروح مي شود. رفتگر شهرداري جسد نيمه جان او را در خيابان مي يابد و با تلفن تقاضاي آمبولانس مي كند. تاكسي كشيك كه پدرجوان راننده ي آن است، به محل مي‌ آيد و پسر را به بيمارستان حمل مي كند.

از فریاد تا ترور 1359

سه دوست قديمي ـ حسين، داوود و رضا ـ پس از پانزده سال يكديگر را مي يابند. حسين در دام اعتياد گرفتار است، داوود راننده ي خصوصي رئيس دادرسي ارتش است و رضا عضو يك گروه زيرزميني مسلح است. رضا وظيفه دارد كه رئيس دادرسي ارتش را ترور كند. حسين، بر اثر اعتياد تنها و رنجور در خيابان جمشيد مي ميرد. داوود در عملياتي كه رضا و گروهش براي ترور تيمسار انجام مي دهند كشته مي شود و رضا، كه زخمي شده است، از راه جوي آب از مهلكه مي گريزد.

یوزپلنگ 1364

يكي از صاحب منصبان حكومت كه پيش از انقلاب به خارج از كشور رفته است، از بازگشت به كشور مي ترسد. در خانه ي ويلايي او، كه نگهباني عهده دار نگهداري از آن است، مقداري لوازم عتيقه و جواهر گرانبها، با عنوان يوزپلنگ، جاسازي شده است. راننده و محافظ سابق صاحب خانه، كه از محل نگهداري يوزپلنگ اطلاع دارند، شبانه وارد خانه مي شوند و در جريان ربودن اشياء قيمتي نگهبان را به قتل مي رسانند. آن ها براي تأمين هزينه ي سفر خود‌، براي خروج از كشور چند قطعه جواهر را به مال خرها مي فروشند. مأموران آگاهي به ماجرا پي مي برند و آن ها را تا مرز تعقيب مي كنند، يكي را مي كشند و ديگري را دستگير مي كنند.

تفنگدار 1362

در اواخر سلطنت قاجار مردم روستاها و شهرهاي شمال و جنوب كشور زير فشار قرار مي گيرند تا آذوقه قواي بيگانه را تأمين كنند. در يكي از روستاهاي شمالي يكي از اهالي به نام الهيار ايستادگي مي كند و به وسيله ي قزاق ها دستگير مي شود. سيد مراد، كه مردم به او تأسي مي جويند، براي نجات الهيار مي كوشد. الهيار كشته مي شود. موعظه هاي سيد مراد موجب مي شود گروهي از روستائيان مخالفت خود را زير نظر خليل نامي علني كنند. فرماندهان قزاق كه شورش را زير سر سيد مراد مي بيند دستور دستگيري او را مي دهند. مردم بي حرمتي به سيد را تاب نمي آورند و به قزاق خانه حمله مي برند و در نبرد با قزاق ها پيروز مي شوند.

مرز 1360

اهالي يك روستاي مرزي با خطر حمله ي نظامي ارتش دشمن مواجه مي شوند. ريش سفيد روستا اهالي را به مقاومت دعوت مي كنند. يك استوار اخراجي ارتش به نام مختار، كه تا آن لحظه از مردم كناره مي گرفته، روستاييان را آموزش نظامي مي دهد . اهالي روستا مسلحانه، زير رهبري مختار، به سوي مرز حركت مي كنند و در نبرد با ارتش متجاوز پيروزي را نصيب خود مي سازند.