ناجورها 1404
فیلم در مورد دو فارغ التحصیل بیکار رشته شیمی است که با فشار اقتصادی در خانه ای به تولید مواد روی می آورند.
فیلم در مورد دو فارغ التحصیل بیکار رشته شیمی است که با فشار اقتصادی در خانه ای به تولید مواد روی می آورند.
این فیلم داستان یک دزدی کلان را روایت میکند که در آن، به مسئله اجتماعی اختلاس و پولشویی میپردازد. هومن که مدیر شرکت چای دبش است، با لو رفتن فسادهای مالی، جایش را با کامران عوض میکند تا فرصت بیشتری برای فرار از کشور داشته باشد، غافل از اینکه این تغییر نقش، نمادین بوده و زندگی شخصیاش را نیز دچار اختلال میکند.
رضا پس از دو سال نامزدي با رويا و بعد از مدت ها بيكاري، در روزنامه اي مشغول به كار مي شود و با خوش حالي با رويا تماس مي گيرد تا قرار عروسي را بگذارند، اما رويا با او برخورد سردي مي كند، چون تحت تأثير حرف هاي مادرش با جواني پول دار به نام مسعود كه در دنياي مد فعاليت دارد نامزد كرده و مي خواهد با او به شمال برود. هرچند رويا به رضا قول مي دهد كه نامزدي اش را با مسعود به هم بزند، رضا براي پاييدن آن دو به شمال مي رود و از يك بنگاه معاملات ملكي در منطقه، ويلايي مشرف به خانه آن دو مي خواهد. در بنگاه دختري به نام سارا هم حضور دارد كه او هم همان خانه را مي خواهد. معلوم مي شود كه سارا قبلاً با مسعود نامزد بوده و مي خواهد كه جلوي ازدواج مسعود با رويا را بگيرد. به اين ترتيب رضا و سارا هدف مشتركي پيدا مي كنند كه آن هم جلوگيري از ازدواج مسعود و روياست. هر دو در همان ويلا ساكن مي شوند و سارا در خانه آنها دوربين مخفي كار مي گذارد و كم كم موفق مي شوند اعتماد رويا به مسعود را از بين ببرند. تلاش مسعود براي جلب رضايت رويا راه به جايي نمي برد، اما رضا هم ديگر آن احساس سابق را نسبت به رويا ندارد و از سوي ديگر سارا نيز قصد دارد به رويا ثابت كند كه مسعود او را واقعاً دوست دارد. رضا و سارا كه در اين مدت با هم بوده اند، احساس مي كنند كه به هم علاقه مند شده اند...
فیلم حول محور خیانت و کلیشه زن پولدار و مرد فقیر و آس و پاس میگردد. زنی پولدار که عاشق شوهرش است و نمایشگاه و خانهاش را به نام شوهرش کرده، در یک مسافرت – که انجام نمیشود – به خیانت همسرش پی میبرد و با همدستی یکی از دوستانش از علاقه همسرش به زنان استفاده کرده و نقشهای میکشد تا ثروت خود را برگرداند و شوهرش را به همان مرد آس و پاس قبلی تبدیل کند.
«پا تو کفش من نکن» داستان دو زوج است که در روز قبل از عید غدیر به محضر میروند تا عقد کنند اما نامهایشان بهاشتباه در شناسنامه یکدیگر درج میشود.
فیلم داستان مردی است که با زنان میانه ی خوبی ندارد اما در پایان از حقوق زنان دفاع می کند.
خسرو مرد ثروتمندی است که هنوز ازدواج نکرده است زیرا از همه زنان متنفر است. اما وقتی دوست او سهیلا را برای بازی در نقش جعلی یک فروشنده می آورد ، این بار عاشق می شود.
آقایان بهشتی و انوار وقتی دیدند هاشمپور به قول معروف گل کرده و در میان مردم به محبوبیت بسیار زیادی رسیده، او را با یک تهمت اخلاقی که هیچگاه هم ثابت نشد، ممنوع الکار کردند.
تقی پور صراحتا به مخالفت خودش، سید محمد بهشتی، فخرالدین انوار و دیگر مدیران وقت سینما با ستاره سازی اذعان می کند و می گوید از نظر آن ها این کار خلاف منویات جمهوری اسلامی بوده است، البته او معتقد است جدا از نظر آن ها شرایط روز جامعه در آن دوران هم چنین مخالفتی را می طلبید.