برچسب عباس نصرالله

طوبی 1403

طوبی پیرزنی شیعه و ایرانی الاصل و اهل بصره، که بعد از سال‌ها بی‌خبری از فرزند مفقودالاثرش حسن، تصمیم می‌گیرد پای پیاده به کربلا برود و از امام‌حسین (ع) کسب تکلیف کند.

سینما متروپل 1401

این فیلم به ماجرای راه اندازی سینمای متروکه متروپل آبادان در دل جنگ و محاصره شهر می‌پردازد. چندین نفر می‌خواهند در بحبوحه محاصره، سالن متروپل را دوباره به زندگی برگردانند. این موقعیت به ظاهر کوچک، در بستر جنگ به حرکتی بزرگ و معنادار تبدیل می‌شود.

معما 1382

سرگرد آذین در مسیر کاری خود با پرونده‌های گوناگون جنایی روبه رو می‌شود او بهمراه دستیارش سروان صبوری سعی درحل معمای روی داده دارد و حل هر کدام از این پرونده‌ها شکل دهنده یک قسمت از مجموعه فوق می‌باشد.

وفا 1385

سریال وفا درباره عشق جوانی ایرانی یهودی به نام ژوبین پناهی به دختری لبنانی-ایرانی به نام وفا است که به جرم جاسوسی برای اسرائیل در ایران زندانی شده. او به دلیل مشکلات روحی و روانی ناشی از کشته شدن پدر و مادرش در انفجار بمبی درقبرس و دوری از دختر مورد علاقه اش وفا در تیمارستان بستری شده است. ژوبین توسط یک جاسوس اسرائیلی که اسم مستعارش خرچنگ است از تیمارستان فراری داده می‌شود و پس از تغییر قیافه و با هویت جعلی همراه خرچنگ از ایران به اردن و منزل دیوید می‌رود؛ سپس او طبق نقشه قبلی دیوید برای دیدن وفا به لبنان می‌رود و بعد از مدتی دیوید و خرچنگ به او اضافه می‌شوند. ژوبین پس از بی توجهی های وفا واقعیت را به او و پدرش می‌گوید و وفا از ژوبین می خواهد که به او فرصت دهد. وفا بعد از چند روز پیشنهاد ژوبین را برای فرار قبول می‌کند و...

ساخت ایران 2 1396

غلام ( امین حیایی ) در فصل دوم متوجه میشود که یک پسر به اسم امارتو از ژاکلین لوریان دارد مادر بچه و پدر بزرگش فوت کرده ان و تمامی ثروت خاندان لوریان که سرمایه دار بزرگی هست به پسر غلام ارث میرسد غلام همراه با رفیقش فرهاد برای دریافت ثروت لوریان عازم چین میشوند و در انجا با جمشید ( رضا گلزار ) به جستجوی ثروت لوریان هستند که متوجه میشوند لوریان قبل از مرگ تمامی اموال خود را فروخته و جواهرات تبدیل کرده در همین حین یک خلافکار چینی به نام فنک امارتو ( بچه غلام ) به خاطر طلبی که از لوریان داشته گروگان میگره و غلام به دنبال ازادی بچه خودش هست و…

ساخت ایران 1390

دکتر افشار جم پس از سه سال تلاش بی‌وقفه، موفق به اختراع اکسیری مهم و ارزشمند در زمینه نانوتکنولوژی می‌شود. او پس از ناکامی در یافتن سرمایه‎ لازم، تصمیم می‌گیرد از ایران خارج شود. اما هنگامی که یک تصادف، او را راهی بیمارستان می‌کند؛ تمام مدارک و اطلاعات مهم او توسط دزدی به نام غلامحسین به سرقت برده می‌شود. غلامحسین برای رهایی از دست پلیس، با مدارک دکتر افشار، از کشور خارج شده و با هویتی جعلی، تلاش می‌کند تا اختراع او را به فروش برساند.