برچسب عباس مرادی

گلریزان 1385

این مجموعه زندگی چند جوان و خانواده آن‌ها را به صورت موازی دنبال می‌کند. قصه این مجموعه در محله‌ای قدیمی اتفاق می‌افتد. ماجرا از جایی آغاز می‌شود که حشمت بعد از گذشت سال‌های طولانی از زندان آزاد می‌شود. او به جرم قتل پدر مرتضی به زندان رفته‌است. در غیاب او عزت دوست صمیمی‌ حشمت به هیچکدام از قول‌هایش درباره خانواده او عمل نکرده و آن‌ها را رها کرده‌است ...

بازگشت به خانه 1397

«بازگشت به خانه» ملودرامی اجتماعی است که در آن پیرمردی به نام بابا عباس به خاطر لخته خونی درون مغزش دچار فراموشی پیشرونده شده است. فرزندانش تصمیم می گیرند برای بهتر شدن حالش، او را به یک مرکز درمانی، شبیه خانه سالمندان، بسپارند. نوه ها نمی خواهند این اتفاق بیفتد و این آغاز دردسرهای پرتب و تاب است ... .

یک وجب خاک 1386

آقای افشاری مردی نیکخواه است که مشکلات اهالی محل را حل‌وفصل می‌کند. او همسایه دیواربه‌دیوار برادرزنش «پرویز» است که با یکدیگر اختلاف‌هایی دارند. در روزِ خواستگاری حمید پسر آقای افشاری مشکلاتی پیش می‌آید و ترکیدن لوله‌های آب، خانه‌های این دو را به‌هم می‌ریزد و …

روزگار جوانی 1377

پنج جوان دانشجو که چهار نفرشان شهرستانی است، با یکدیگر خانه‌ای را اجاره می‌کنند و با هم زندگی می‌کنند. هر یک از این پنج نفر، شخصیت متفاوتی دارند و در هر قسمت با ماجرای تازه‌ای روبه رو می‌شوند، اما در نهایت با کمک هم بر مشکلات غلبه می‌کنند.

تاوان 1382

ایرج یک مشاور املاک است ولی درآمد کافی برای تامین هزینه های خانواده خود ندارد. در این میان فردی خیر که قصد دارد زمین های پدرش را بفروشد...

در مسیر زاینده رود 1389

جوان فوتبالیستی به نام مهران سارنگ (اشکان خطیبی) برای قرارداد با یک باشگاه اصفهانی به اصفهان می‌آید و ناخواسته جوانی اصفهانی به نام مسعود مصیب که یک فعال فرهنگیست را، در یک تصادف به قتل می‌رساند. و به ناچار به دنبال اخذ رضایت از خانواده مقتول است.

خون بها 1385

جوان ورزشکاری بعد از حضور در مسابقات جهانی به ایران بازگشته و با قتل مشکوک برادرش مواجه می‌شود. در این ماجرا به مفاهیم عاشورایی نیز در جایگاه خود پرداخته می‌شود.

ماه عسل 1387

زوجی جوان و روستایی پس از ازدواج تصمیم می گیرند برای گذراندن ماه عسل به منزل یکی از اقوام خود در شمال کشور بروند. در بین راه تصادف می کنند و به ناچار برای رساندن مصدوم به بیمارستان مسیرشان به سمت تهران عوض می شود و در آنجا ماشین آنها که امانت نیز بود دزدیده می شود و ...