برچسب عباس قاصدی

پرستاران 1395

این مجموعه تلویزیونی زندگی چند پرستار را نمایش می‌دهد که در یک اورژانس فعالیت می‌کنند و البته فقط به زندگی حرفه‌ای آن‌ها نمی‌پردازد؛ بلکه داستان‌هایی از زندگی شخصی این پرستاران و تعاملات آن‌ها با کادر درمانی را نیز به نمایش می‌گذارد.

تا ثریا 1390

زن میانسالی به نام ثریا (آزیتا حاجیان) که پانزده سال پیش شوهر خود را از دست داده‌است، در بیمارستانی مشغول به پرستاری است. او با سرهنگ (همایون ارشادی) که یکی از بیمارها بوده‌است، آشنا می‌شود و پس از درمان او، پنهانی با یکدیگر ازدواج می‌کنند. او مبلغ هنگفتی را به پسر سرهنگ (مهران احمدی) قرض می‌دهد و قرار می‌شود که سود پول را نیز از او بگیرد...

دل دار 1398

سریال ماجرای عشق چند دختر و پسر می باشد که باز هم خانواده هایی از طبقه متوسط بدنه داستان را شکل می دهد و در مورد معضل بیکاری و نسل جوان می باشد.نقش اصلی قصه درباره آرش با بازی محمدرضا غفاری نخبه دانشگاهی است که به دلیل بیماری مادرش دانشگاه را رها می کند و در ادامه داستان سریال شکل می گیرد.محمدرضا غفاری، الناز حبیبی، حسام محمودی و سوگل خلیق نقش چهار جوان اصلی این سریال را بازی می کنند که دو به دو دل بسته یکدیگرند.

شب دهم 1380

داستان در اواخر حکومت رضاشاه در تهران رخ می‌دهد. فردی به نام حیدر خوش‌مرام که از لات‌های تهران قدیم است، خواهان ازدواج با دختری از تبار قاجار می‌شود و آن دختر شرط ازدواج با حیدر را اجرای تعزیه در ده شب ماه محرم قید می‌کند، اتفاق‌هایی که در جریان تعزیه برای حیدر رخ می‌دهد شخصیت او را دگرگون می‌کند و انسانی پاک و با ایمان می‌شود. چون در زمان حکومت رضا شاه تعزیه قدغن بوده حیدر مجبور به اجرای تعزیه دور از چشم آژان‌ها می‌شود در این بین دوست حیدر به نام یاور به کمک او می‌آید و با کمک هم موفق به اجرای تعزیه در نه شب اول می‌شوند؛ از طرفی عمه شاهزاده قجری در پرونده ای جنایی دخیل می شود و در نتیجه پای یک سرگرد سنگدل تأمینات (اداره آگاهی قدیم) به ماجرا باز می‌شود. او قصد دارد حیدر را به قتل رسانده و به مراد دلش که ازدواج با آن شاهزاده قجری است برسد.

او برای این کار حاضر است هر مانعی را از سر راه خود بردارد او یاور را تهدید می‌کند که اگر به همکاری با حیدر ادامه دهی به زندان می‌روی و باید ازدواج با دختر مورد علاقه ات را فراموش کنی اما اگر در حین اجرای تعزیه حیدر را طوری به قتل برسانی کاری می‌کنم تا تو به زندان نروی و او را وادار به کشتن حیدر می‌کند یاور در این امر دو دل است و سرانجام شب دهم فرا می‌رسد و سرگرد که در میان تماشاچی‌های تعزیه است وقتی می‌بیند یاور تمایلی به کشتن حیدر ندارد به طرف او شلیک کرده و او را به قتل می‌رساند در همین حین مأموران نظمیه که از موضوع اطلاع پیدا کرده‌اند به محل تعزیه هجوم آورده و با مردم عزادار درگیر می‌شوند سرگرد برای این که کارش را تمام کند با حیدر درگیر شده و قصد شلیک به او را دارد که حیدر با شمشیر ضربه مهلکی به او وارد کرده و او را از پا درمی‌آورد اما در همین حین یکی از مأمورین نظمیه به طرف حیدر شلیک می‌کند او که در حال مرگ است برای آخرین بار شاهزاده قجر را می‌بیند و با او وداع می کند و حرف‌هایی می‌زند که از آن حیدر لات بعید است و فقط از دهان مؤمنی تمام عیار بیرون می‌آید و این گونه می‌شود که عاشق به معشوقش نمی‌رسد. در پایان حیدر دست در دست رفیقش یاور، جان به جان آفرین تسلیم کرد.

خوش رکاب 1381

«خوش‌رکاب» با بازی محمد کاسبی، داستان مردی است که به کامیون خود علاقهٔ بسیاری داشت. دلبستگی او به اندازه‌ای بود که حاضر نبود برای کمک رسانی به جبهه از کامیونش استفاده کند.

زیرخاکی 1398

این مجموعه تلویزیونی کمدی-تاریخی که مربوط به دهه‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ خورشیدی است، داستان مردی را به تصویر می‌کشد که به دنبال زیرخاکی می‌گردد. او در طی داستان درگیر مسائلی همچون؛ دستگیری به جرم پخش اعلامیه ضد شاه، کمک به برادرش در تعمیر موشک ارتش و… می‌شود. جالب است که در همه ی این موارد او از ماجراهایی که پیرامون تحولات ایران رخ می دهد بی‌خبر و بی اطلاع و مشغول به کار خودش است.

روزگار خوش حبیب آقا 1386

مجموعه تلویزیونی روزگار خوش حبیب آقا :کارمندی به نام حبیب آقا که زندگی شرافت‌مندانه‌ای دارد و برخلاف برخی از اطرافیان خود حاضر نیست از موقعیت خود برای کسب درآمد بیشتر سوء استفاده کند و به همین دلیل دچار مشکلات و مسائلی می‌شود. سریال حبیب آقا یک سریال شخصیت محور است و ماجراها و رویدادهای آن بر اساس محوریت یک شخصیت شکل می‌گیرد. این شخصیت همان حبیب آقای کارمند است که نقش او راهم سیروس گرجستانی ایفاء می‌کند. کارگردان(ها) تلاش کرده تا پایه سریال خود را بر طنز موقعیت قرار دهد و کمتر از طنز کلامی استفاده کند

صاحبدلان 1385

صاحبدلان، زندگی پیرمردی صحاف به نام سید خلیل صحاف‌زاده را روایت می‌کند که با ورود قرآنی برای صحافی به خانه‌اش خودش و نوه‌اش، دینا وارد ماجراهایی می‌شوند که از داستان پیامبران در قرآن الهام گرفته شده‌است.