برچسب عباس قاصدی

ریحانه 1383

«ریحانه» داستان زندگی دختری تنها است که در روند زندگی عادی خود ناگهان متوجه می‌شود از نظر پیشینه خانوادگی آن چیزی نیست که تاکنون فکر کرده‌است. همین مسئله باعث می‌شود تا او برای پیدا کردن گذشته‌اش با افراد جدیدی روبرو شود که …

سیمرغ 1371

این مجموعه تلویزیونی روایت‌گر زندگی دو تن از خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران یعنی احمد کشوری و علی‌اکبر شیرودی است.

خط 1392

پسری جوان به نام سیاوش (کامران تفتی) که زیاد هم اهل اخلاق و دین و ایمان نیست عاشق می‌شود و در راه عاشقی و رسیدن به معشوق تغییر مسیر داده و به انسانی وارسته تبدیل می‌شود.

بچه ها نگاه می کنند 1395

طاهر(خان بابا) که کشتی گیر مشهوری است به همراه چهار دخترش و خانواده آن ها در یک ساختمان زندگی می کنند. وی برای کمک به دو دانشجوی مجرد، اتاقی را در پشت بام در اختیار آنها قرار می دهد. دختران برای مقابله با این کار از طاوس خواهر طاهر که با او اختلافاتی نیز دارد، کمک می گیرند و ....

بلندگوهای افسانه ای 1387

نوجواني 12 ساله به نام پويا مدام در حال دروغ گفتن و انجام كارهاي بد است تا اين‌كه از طرف يكي از دوستان خانوادگي، صندوقچه‌اي به دست پويا مي‌رسد كه پس از مدتي، ميكروفن و بلندگوهاي داخل آن جان مي‌گيرند و زنده مي‌شوند تا به پويا و دوستانش كمك كنند تا دست از كارهاي ناشايست خود بردارد.

وفا 1385

سریال وفا درباره عشق جوانی ایرانی یهودی به نام ژوبین پناهی به دختری لبنانی-ایرانی به نام وفا است که به جرم جاسوسی برای اسرائیل در ایران زندانی شده. او به دلیل مشکلات روحی و روانی ناشی از کشته شدن پدر و مادرش در انفجار بمبی درقبرس و دوری از دختر مورد علاقه اش وفا در تیمارستان بستری شده است. ژوبین توسط یک جاسوس اسرائیلی که اسم مستعارش خرچنگ است از تیمارستان فراری داده می‌شود و پس از تغییر قیافه و با هویت جعلی همراه خرچنگ از ایران به اردن و منزل دیوید می‌رود؛ سپس او طبق نقشه قبلی دیوید برای دیدن وفا به لبنان می‌رود و بعد از مدتی دیوید و خرچنگ به او اضافه می‌شوند. ژوبین پس از بی توجهی های وفا واقعیت را به او و پدرش می‌گوید و وفا از ژوبین می خواهد که به او فرصت دهد. وفا بعد از چند روز پیشنهاد ژوبین را برای فرار قبول می‌کند و...

حیرانی 1395

سریال حیرانی داستان زندگی پولاد مرزبان است که برای همراهی مادربزرگ بیمارش پس از سال‌ها به ایران بازمی‌گردد،غافل از آن‌که مجموعه‌ای از رویدادها او را به ورطهٔ حیرانی می‌کشانَد.