گوهر کمال 1377
مردی در شب عروسیاش در یک حادثه تصادف فوت میشود. پس از آن داستان شکل میگیرد. عامل تصادف که گواهینامه رانندگی نداشته سراغ محسن که وکیل دادگستری است می رود و از او کمک میخواهد.
داستان سریال جیران، در زمان قاجار سپری می شود. این سریال روایتگر دوران ناصرالدین شاه و زمان پس از مرگ امیرکبیر است. داستان این سریال در رابطه با عشق ناصرالدین شاه به یکی از زنان حرمسرایش به نام “جیران” است. جیران به عنوان اولین سوگلی ناصر الدین شاه شناخته می شود.
باور آرامش درباره ی خانم دکتر آرامش، روانشناس و روانکاو است که بیماران متعددی دارد یکی از بیماران او نگار نام دارد. نگار که دختری مطلقه است و فرزندی به نام آرزو دارد، زن حدودا چهل ساله ای است که با یک فرد جوان تر از خود آشنا شده و قصد ازدواج دارد و خانم دکتر آرامش او را در این زمینه راهنمایی کرده و به وی می گوید که تفاوت سنی ملاک نیست بلکه تفاهم ملاک اصلی است اما دیری نمی گذرد که خانم دکتر آرامش متوجه می شود پسر مورد بحث فرزند خود اوست...
این سریال داستان مهندس علی فلاح را روایت میکند که پس از سالها زندگی در اروپا و تحصیل در رشته کشاورزی به تازگی به ایران بازگشته و علیرغم میل خانواده اش، برای احیا و آبادانی زمین پدرش راهی پیشوای ورامین میشود. او برای ایجاد یک کشاورزی مدرن برای باغهای پدرش اقدام میکند اما سیستم ارباب و رعیتی مانع پیشرفت کارهای علی میشود. علی از این اوضاع ناراحت است و درصدد حل این مشکلات است که با گروه انقلابیون آشنا میشود. وی در روستا با دفاع از مستخدم یکی از املاک و درگیر شدن با آدمهای تیمسار امیرشاهی بین اهالی محبوبیت پیدا میکند و در قیام ۱۵ خرداد شرکت میکند. در این هنگام افسران رژیم شاهنشاهی فرمان تیر میدهند این در حالی است که علی هدف گلوله یکی از این سربازان است و …
مجموعه «رقص روی شیشه» یک ملودرام در سبک اجتماعی و عاشقانه در نکوهش مهاجرت و در ستایش خانواده است. رعنا و یغما، زندگی خوب و عاشقانهای دارند اما زندگیشان را سایه رازهایی که پنهان کردهاند، تهدید میکند و همین پنهانکاری، ماجراهای هولناکی را برایشان رقم میزند.
در «ایراندخت» روایت سالهای مشروطه، قیام ستارخان، ماجراهای تبریز و همزمان اعدام شیخ فضلالله در تهران و حتی نقش فراماسونری در این میان، مطرح شده است.
آرشام سركيسيان نقاش ايراني و مسيحي مقيم خارج از كشور كه بيست سال پيش و بعد از مرگ مادرش، با فروش همه چيز از جمله تابلوهاي مادرش، مجموعه اي از شمايل قديسين مسيحي، مهاجرت كرده براي جمع آوري اين تابلوها به ايران بازمي گردد و باخبر شهادت دوستش استيو كه جانباز شيميايي بوده مواجه مي شود. اين اتفاق آرشام را ناخواسته درگير مي كند. او به تدريج با آدم هاي جديد آشنا مي شود و قدم در راه تازه اي مي گذارد.