استراتوسفر (کوتاه) 1403
در این فصل، سارا و نیکا در آستانه ازدواج هستند و نقی برای ازدواجشان شرایط سختی در نظر گرفته است. از سوی دیگر، در شب میهمانی ارسطو به افتخار همسر جدیدش، یک شهاب سنگ در خانهٔ خانواده معمولی سقوط میکند. ارسطو و رحمت با پنهان کردن این موضوع از نقی، قصد فروش سنگ سقوط کرده را دارند و در این میان، ماجراهای دیگری نیز برای خانواده معمولی و اطرافیانشان رخ میدهد.
طوبی پیرزنی شیعه و ایرانی الاصل و اهل بصره، که بعد از سالها بیخبری از فرزند مفقودالاثرش حسن، تصمیم میگیرد پای پیاده به کربلا برود و از امامحسین (ع) کسب تکلیف کند.
موضوع این مجموعه درمورد پیشگیری از اعتیاد است.
امیرعلی که پسری بازیگوش میباشد در جمع دوستانش داستان های تخیلی میگوید و همه او را دروغگو خطاب میکنند. روزی امیرعلی با دوستش مجید دعوایش میشود و سر او را میشکند. پدر و مادر دختر به خانه امیرعلی آمده و شکایت را به پدرش می برند. پدر امیرعلی او را در بالا پشت بام زندانی میکند. بالای پشت بام به خانه همسایه مشرف بوده که امیرعلی آن شب در خانه میبیند که یک روحانی را که با کشف حجاب مخالف است میکشند. امیر علی این موضوع را برای پدرش تعریف میکند ولی پدرش به خاطر سابقه حرفهای امیرعلی، حرفهایش را قبول نمیکند..
دختری به نام شهربانو شهابی که یکی ﺍز دﺍنشجویان خوب رشته روﺍنشناسی دﺍنشکده ﺍست به خوﺍستگاری پسر خاله ﺍش که بسیار ثروتمند ﺍست جوﺍب رد میدهد و با مهندسی به نام حمید ﺍزدوﺍج میکند. حمید در دورﺍن جنگ برﺍی ساخت یک پل به منطقه جنگی ﺍعزﺍم میشود و آنجا مجروح میشود و شیمیایی میشود. در آن دورﺍن حمید ﺍز شهربانو خوﺍست تا ﺍو رﺍ برﺍی همیشه ترک کند و ...