برچسب عادل فردوسی پور

جرم بزرگ جواد و عادل/ ماجرای فیلترینگ پلتفرم عادل فردوسی‌پور و هجمه‌های سازمان‌یافته علیه جواد موگویی چه پیامی دارد؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ماجرای همزمان مسدود شدن وب‌سایت عادل فردوسی‌پور و هجمه‌های سنگین علیه جواد موگویی پس از گفت‌وگوی جنجالی‌اش با عباس عراقچی، شبیه یک شوک رسانه‌ای ناگهانی نیست؛ بلکه پرده‌برداری تازه از یک زخم کهنه و عمیق است. این دو رویداد، فراتر از نام‌ها، تقابل راستین میان «انحصار روایت» و «حق تکثر صداها» را به نمایش می‌گذارند. از یک‌سو عادل فردوسی‌پور به عنوان نماد رسانه‌ای مستقل و پرمخاطب تحت فشار قرار می‌گیرد و از سوی دیگر، جواد موگویی به جرم عبور از مرزبندی‌های سنتی و ایجاد بستری برای گفت‌وگو، آماج حمله می‌شود. هر دو حادثه از یک الگوی بنیادین و کاملا شناخته‌شده پیروی می‌کنند: اعمال فشار همه‌جانبه برای خاموش کردن هر صدایی که خارج از شابلون‌های دیکته ‌شده یک طیف سیاسی خاص طنین‌انداز می‌شود. این همان طیف انحصارطلبی است که اتفاقا این روزها بخش‌های کلیدی و حساس نهادهای رسمی رسانه‌ای از جمله صداوسیما را نیز در اختیار دارد و به‌شدت از شنیده شدن هرگونه روایت متفاوت، مستقل یا خارج از کنترل خود نگران است.

جبلی، فردوسی‌پور و تنزل تمنای تحول

اگر علی‌عسگری به خاطر یک توئیت از وحید یامین‌پور شکایت می‌کند، حالا جبلی هم شخصاً درباره حضور یا عدم حضور یک مجری در صداوسیما نظر می‌دهد، آن هم در حالی که کلا دو سه جمله از او تا کنون منتشر شده است و یکی‌اش این است! اظهار نظر او در اولین روزهای کاری درباره یک مجری، چیزی جز تنزل سطح درگیری مدیر سازمان با مسائل رسانه ملی‌ نیست.

تحلیل زیدآبادی در ماجرای عادل فردوسی‌پور؛ واکنش درست به تضییع حق چیست؟/ به دست گرفتن سلاح و اعلام جنگ مسلحانه مثل سازمان مجاهدین و یا …

به گزارش خبرگزاری خبرۀنلاین، احمد زیدآبادی در یادداشتی با عنوان «حق من است!»، نوشت:

چه تعداد از شهروندان شایسته و با لیاقت در این کشور، حق‌شان برای ورود به مجلس و دولت و دیگر نهادهای تأثیرگذار و مشاغل مناسب، پایمال و ضایع شده است؟
می‌دانیم که در شمار نمی‌گنجد! در کشور ما حتی کسانی در سطح اکبر هاشمی رفسنجانی و علی لاریجانی که اولی دست راست بنیانگذار جمهوری‌اسلامی و دومی برای سالیان دراز رئیس یکی از قوای سه‌گانه بود، از حق ابتدایی ورود به رقابت انتخاباتی محروم شدند!
پرسش اساسی در زندگی ما آدمیان این است‌ که واکنش اصولی و معقول در برابر محروم شدن از یک حق روشن و انکارناپذیر توسط نظام‌های داخلی چه باید باشد؟
به دست گرفتن سلاح و اعلام جنگ مسلحانه و یا سنجش‌ همهٔ جوانب امر و در پیش گرفتن مسیری که آسیبی به کیان کشور و منافع ملی وارد نسازد؟
سازمان مجاهدین خلق مدعی است که در واکنش به تضییع برخی حقوقش در اوایل انقلاب اعلام جنگ مسلحانه کرده است!
به فرض که ادعایش در بارهٔ تضییع حقوق اعضایش، از هر جهت درست و دقیق باشد، اما آیا صرف محرومیت از پاره‌ای حقوق، اعلام جنگ مسلحانه که کشوری را حدود دو سال غرق در ترور و کشتار و خونریزی و ناامنی و هزار مصیبت دیگر کرد، توجیه و مجاز می‌کند؟
نهضت آزادی ایران هم از بسیاری از حقوق تعریف شده‌اش در قانون اساسی محروم شد، چرا این گروه به راه سازمان مجاهدین خلق نرفت؟
حق و حقوق یک امر سلسله‌مراتبی است. برای به دست آوردن یک حق، نمی‌توان دست به اقدامی زد یا تصمیمی گرفت که هزاران حق مهمتر را پایمال کند!
این موضوع را سربسته خطاب به عباس عراقچی نوشتم که به او یادآور شوم، هی دائم از "حق ماست" سخن گفتن، خود به خود هیچ کمکی به توجیه هیچ تصمیم سیاسی نمی‌کند!
باید بر اساسِ منطق سلسله‌مراتب حقوق و حفظ و تحکیم منافع ملی با تکیه بر نتایج عینی آن از یک تصمیم دفاع کرد!
آقای پزشکیان هم خرده‌عنایتی به این موضوع داشته باشد، راه دوری نخواهد رفت!