مچ شوهرم را با دو زن در خانه همسایه گرفتم/ زن همسایه مطلقه بود!
تمام بدبختی هایم از یک نگاه لعنتی شروع شد و کارم به جایی رسیده که خجالت می کشم سرم را بالا بگیرم و به چشمان اطرافیانم نگاه کنم.
تمام بدبختی هایم از یک نگاه لعنتی شروع شد و کارم به جایی رسیده که خجالت می کشم سرم را بالا بگیرم و به چشمان اطرافیانم نگاه کنم.
سرش را آرام بلند کرد و همانطور که دستانش میلرزید قطره اشکی از گوشه چشمانش روی برگه احضاریه افتاد و نفس عمیقی کشید گفت: آقای قاضی تمامش کنید! من تحمل زندگی کردن با مردی که فکر و ذهنش پیش دختر دیگهای باشه را ندارم!
اسم مرا می داند و چند روزی است که برایم ایجاد مزاحمت می کند. او مثل علفی هرز در مسیر زندگی ام قرار گرفته است و بی پروا الفاظ زشت و رکیکی به زبان می آورد.
زندگی ما مانند چینی شکسته ای است که دیگر هیچ بند زنی هم نمی تواند قطعات شکسته و خرد شده آن را به یکدیگر متصل کند، در واقع من قربانی ثروت و خوش گذرانی های خانوادهام شدم به گونهای که اکنون همسرم قصد دارد صدها میلیون تومان برای جاری شدن صیغه طلاق اخاذی کند و ...
قاتلی که همسرش را در تهران به قتل رسانده بود اظهار دلتنگی برای همسر کشته شده و فرزندانش کرد.
تکرار گناه و سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، روح مرا آزار می داد و دچار عذاب وجدان شده بودم. اما هرچه سعی کردم عادت زشتی را که از چند سال قبل به آن آلوده شده بودم فراموش کنم موفق نمی شدم.
این زن پس از خیانت های همسرش زندگی تلخی را تجربه کرد و بعد از رفتن به مشهد شوهرش تصمیم گرفت زندگی جدیدی را رقم بزند.
مرد شیشهای که در جریان یک درگیری دوستش را به قتل رسانده بود از سوی قضات دادگاه کیفری به قصاص محکوم شد.