منزوی شدیم!
دلش میخواست مثل روزهایی که هنوز فرزندش تشخیص اتیسم نگرفته بود و هنوز حتی اسمی از این اختلال نشنیده بود، بیخیال و سرخوشانه به دورهمیهای دوستانش میرفت.
دلش میخواست مثل روزهایی که هنوز فرزندش تشخیص اتیسم نگرفته بود و هنوز حتی اسمی از این اختلال نشنیده بود، بیخیال و سرخوشانه به دورهمیهای دوستانش میرفت.
باج دادن بچهها با اسباببازی و خوراکی برای پیدا کردن همبازی بخشندگی نیست؛ بلکه نشانه ترس از طرد شدن است.
فداکاریهای افراطی کودک در زمین بازی، همیشه نشانه سخاوت او نیست؛ بلکه گاهی یک زنگ خطر روانی است. او با بخشیدن بیقیدوشرط اسباببازیها و خوراکیهایش، در حال پرداخت باج عاطفی برای فرار از کابوس طرد شدن است.