ظرف عاطفی خانوادهها خالی است
مادرم چند شعر مثنوی را از حفظ بود که معمولا زمان کار آنها را زمزمه میکرد. من عاشق آن زمزمهها بودم و به هر شکلی بود حتی به بهانه کمک کردن کنار مادرم میرفتم تا آن زمزمهها را گوش کنم. مادرم را در 13 سالگی از دست دادم و در دوران نوجوانی از موهبت داشتن مادر بیبهره شدم.
