برچسب طاهره اعلایی

در گوشم بخوان 1390

طاهر پسر کم‌شنوایی است که در روستایی با مادرش زندگی می‌کند. پزشکی که در روستا طرحش را می‌گذراند با دلسوزی یکی از دوستانش را راضی کرده که به طور رایگان گوش طاهر را عمل کند. متولی امامزاده روستا برای طاهر وامی جور کرده و طاهر و مادرش هم برای جمع‌آوری پول تلاش می‌کنند. اما باز هم پول کم دارند. از طرف دیگر به مناسبت عید فطر قرار است قرآن خطی گران‌بهایی برای متبرک کردن روستا به امامزاده بیاید. درست نزدیک عمل طاهر پول امامزاده دزدیده می‌شود و اهالی روستا به طار شک می‌کنند.

آبی مثل دریا 1381

داستان سریال درباره استاد دانشگاهی به نام خورشيد است که سر کلاس با يکی دو نفر از شاگردان مشکل پيدا می کند، آنها از کلاس بيرون می روند و يکی از آنها از بالای ساختمان دانشکده خودش را پايين می اندازد. او را به بيمارستان می رسانند، خورشيد هم همراه او می رود. خانم پرستار می گويد که تا بيمار به هوش نيامده چيزی نمی تواند بگويد و …

لبه آتش 1389

سه نظامی (سرباز، درجه دار و افسر) از رسته توپخانه، منتظر دستور مافوق برای گلوله‌باران تهران هستند. در آن شرایط که نظامی‌ها از لحاظ روحی و عاطفی به شدت دچار مشکل شده‌اند، این سه نظامی ایزوله شده به مهمترین سوال ممکن می‌اندیشند. اینکه چرا آنها را برای انجام این مأموریت انتخاب کرده‌اند. در حالیکه هیچ‌کدام به شاه دوستی در ارتش اشتهار ندارند.

آهوی ماه نهم 1383

آهو، دانشجوی جوان با یافتن نشانه‌ای از گذشته اش دچار آشفتگی می‌شود و در آستانه جدایی از خانواده اش قرار می‌گیرد. چاره جویی برای رفع بحران روحی از او، ناخواسته و به‌تدریج وی را به رمزگشایی روانی از شخصیت پدرش که سالهاست زخمی عمیق را در هراس از تصور اتفاقی بد در خود پنهان کرده‌است، می‌کشاند. تقابل پدر و دختر، روابط آن‌ها را با اطرافیان تحت تأثیر قرار می‌دهد و هر یک را به نحوی درگیر ماجرا می‌کند.

سایه تنهایی 1386

این مجموعه در مورد تلاشهای پرسنل یک بیمارستان در جهت کمک به مداوای بیماران است. محور اصلی داستان زندگی دکتر اردلان است که به خاطر اختلافات خانوادگی با همسرش تصمیم می‌گیرد از او جدا شود. اما در نهایت با همسرش به تفاهم می‌رسد

و خداوند عشق را آفرید 1384

داستان این مجموعه با آگاه شدن یک خانم وکیل به نام خورشید از وقایع زندگی آینده افراد از طریق آینه‌ای موروثی که دارای خصلتی عجیب است، آغاز می‌شود و هربار او را وارد درگیری‌های زندگی اشخاصی می‌کند که از فقدان عشق رنج می‌برند.

وقت خوب بودن 1390

جوانی به نام محسن به علت قتل دوست خود به نام شهروز در آستانه اعدام و قصاص قرار گرفته است. زیبا خواهرش به همراه امیر همسر وکیلش تلاش می‌کنند تا با گرفتن رضایت از حاج یوسف پدر مقتول، جلوی اعدام را بگیرند ... .