خدای بچه های کوچک 1401
این فیلم روایت جوانی به اسم رضا است که در جنوب تهران «لب خط» زندگی میکند و از معدود آدمهایی در دنیاست که سندرم هایپرتیمزیا دارد.
دو نوجوان 12ساله به نامهاي امين و بابک لوح عتيقه و جادويي اي را پيدا مي کنند و متوجه مي شوند اين لوح که شبيه تنديس است ، قدرت دارد آرزوهاي آنها را برآورده کند. آنان خواسته هايشان را به زبان مي آورند؛ اما شرط برآورده شدن آنها اين است که امين و بابک مرداني بزرگ باشند؛ بنابراين آن دو آرزو مي کنند بزرگ شوند تا بتوانند خيلي زود پولدار شوند. نقش امين بزرگ را ماني کسراييان بازي مي کند و کيا باباميري نقش بابک را به عهده دارد. امين و بابک پس از بزرگ شدن با مشکلات زيادي روبه رو مي شوند، اولين مشکل آنها اين است که خانواده هايشان آنها را نمي پذيرند و فکر مي کنند فرزندانشان توسط اشخاصي ربوده شده اند. امين و بابک چند شبي را در پارک مي خوابند تا اين که تصميم مي گيرند براي سر و سامان دادن به زندگي خود در يک شرکت مشغول به کار شوند.
با ورود آنها به شرکت که صاحبان آن يک پدر و دختر پولدار هستند، ماجرا شکل ديگري به خود مي گيرد. نقش دختر صاحب شرکت را که الهه نام دارد، الهام حميدي بازي مي کند. امين در سمت حسابدار و بابک به عنوان راننده در شرکت مشغول به کار مي شوند. آنها هر چند از لحاظ ظاهري بزرگ شده اند، اما هنوز افکاري کودکانه در سردارند. عاشق شدن امين باب ديگري را در طول سريال مي گشايد. او که رفته رفته مجذوب الهه شده است ، سعي مي کند توجه او را به خود جلب کند، اما با حضور شخصيتي منفي که نقش او را مهدي اميني خواه به عهده دارد و يکي از عشاق الهه نيز هست ، درگيري هايي بين آنها به وجود مي آيد.
دختر و پسرهای نوجوان و فیلمسازی که در جشنواره ای برنده شده اند به دنبال جایزه می روند ولی...
داستان شب از چندین اپیزود به نامهای برادر خواب، دخیل، شبحی در تاریکی ، بچههای دریا، ستاره خاموش، کودکی برای من ، قتل هرگز و .... تشکیل شده است. این سریال درباره داستانهایی است که بر اساس یک تلنگر، شخصیت اصلی سریال دچار تغییراتی میشود...
این سریال با محوریت وقایع و اتفاقات دوران کرونا ساخته شده اما همهچیز را در قالب روایتهای شیرین مطرح میکند. داوطلب شدن عدهای از مردم را برای کمک به کادر درمان به تصویر میکشد اما در میان این افراد، شخصی است که انگیزه حضورش با دیگران فرق دارد.