برچسب صدرالدین حجازی

ساعت شنی 1386

ساعت شنی دربارهٔ خانم دکتری (با بازی رؤیا نونهالی) است که متخصص زنان و زایمان است، اما خود بچه‌دار نمی‌شود. او تصمیم می‌گیرد یک رحم واسط (اجاره‌ای) پیدا کند و از طریق آن رحم بچه‌دار شود. بعد از این که زنی (با بازی مهراوه شریفی‌نیا)حاضر به همکاری شده و حامل قرار می‌گیرد، عاشق بچه می‌شود، عدم هماهنگی اخلاقی لازم، باعث تضاد و نهایتاً فرار فرد از خانه دکتر می‌شود. سرانجام این زن که جا و مکانی ندارد، مجبور به خیابان خوابی می‌شود و از افراد متفاوت جامعه با اخلاق، رفتار و منش‌های متفاوت فکری، گذر می‌کند.

زیباشهر 1395

داستان زیباشهر در فضای زیر یك بازارچه اتفاق می افتد و زندگی دختری را روایت می كند كه بعد از مرگ مادرش تصمیم می گیرد برای پدرش حاج صادق باقری آستین بالا بزند و برای او زن بگیرد اما در این مسیر با موانع و مخالفت هایی رو به رو می شود.

پس از سالها 1388

آقای بردبار، خانه خود را برای دخترش سمن به ارث گذاشته چون به پسرش بهمن بیشتر رسیده است. سمن که می‌خواست با علی اکبر معمار ازدواج کند اما پدرش مخالفت می‌کند و با همایون دوست بهمن ازدواج می‌کند و به خارج از کشور می‌رود اما بعد از چند سال به ایران برمی‌گردد و از همسر و تنها دخترش دردانه جدا می‌شود و دوباره با علی اکبر معمار که برای بازسازی خانه قدیمی پدر سمن آمده، روبرو می‌شود. دخترش دردانه به ایران برمی‌گردد و با مادرش که بیمار است زندگی می‌کند.

جزئیات مراسم تشییع صدرالدین حجازی اعلام شد

به گزارش سروش سینما، صدرالدین حجازی بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون که از مدتی قبل در کما به سر می‌برد، روز شنبه ۲۴ شهریور در ۷۶ سالگی در بیمارستانی در تهران درگذشت. مراسم تشییع و خاکسپاری صدرالدین حجازی بازیگر روز سه شنبه ۲۷…

هفت سنگ 1393

این سریال داستان سه زوج را دربرمی‌گیرد که با هم نسبت خانوادگی دارند و ماجرا هاو داستان‌های متفاوتی با یک مضمون مشترک در هر قسمت مطرح می‌شود، که این سه داستان سرانجام به یک برآیند می‌رسند.

زمستان گرم 1393

مهندس جوانی که در کودکی مادرش را از دست داده تصورش این است که توسلات دینی و خانواده اش در شفای مادرش نقشی نداشته، تعلقات دینی و مذهبی اش رنگ می‌بازد اما با اتفاقاتی که برای او و همسرش می‌افتد، توسل دوباره به حسین‌ابن‌علی اعتقاد پیدا می‌کند و…

فردا روز دیگری است 1393

دکتر نوذر بقایی متخصص قلب و پزشک نمونه‌ای است که زندگیش خالی از شور زندگی است و از بیمار تنها قلبش را می‌بینند و به فکر بیماران کم‌بضاعت هم نیست. اما با رسیدن فردی بیمار به درکی نو از معنای خانواده و فرزند و پزشک می‌رسد.

تفنگ سرپر 1381

تفنگ سرپر داستان مرد جوانی به نام غیبیش (با بازی حمیدرضا پگاه) است که در زمان جنگ جهانی اول زندگی می‌کند. در این دوران به دلیل خودکامگی خان‌ها، حکام محلی، رجال درباری، شاهزادگان قاجار و بیگانگان اشغالگر، روزگار مردم به سختی و تیرگی می‌گذرد اما با این حال مردم تلاش می کنند آبرو و زندگی خود را حفظ کنند.