راه طولانی 1390
سریال راه طولانی دربارهٔ مردی است که تلاش میکند به هر نحو ممکن خواستههای سه فرزندش را برآورده کند اما به دلیل مشکلات مالی از عهده این امر برنمیآید و تصمیم میگیرد در ازای یک تصادف رانندگی پولی بدست بیاورد اما…
سریال راه طولانی دربارهٔ مردی است که تلاش میکند به هر نحو ممکن خواستههای سه فرزندش را برآورده کند اما به دلیل مشکلات مالی از عهده این امر برنمیآید و تصمیم میگیرد در ازای یک تصادف رانندگی پولی بدست بیاورد اما…
فیلم عبور در غبار به موضوع قاچاق سوخت در کشور میپردازد.
در مجموعه تلویزیونی «بالهای خیس» دو داستان به موازات هم روایت میشود.
داستان اول این مجموعهی 26 قسمتی حول محور پزشک حاذقی به نام مجید پرتو با ایفای نقش «حبیب دهقاننسب» شکل میگیرد که با تشکیل تیمی جوان در زمینه تولید داروی ضدسرطان، پژوهش گستردهای انجام داده است. در این راه دوست و همرزم قدیمیاش مهدی قاسمی با بازی علی عمرانی پا به پای او پیش میآید و اگرچه تخصصی در زمینه تولید دارو ندارد، اما نقش مشوق و همراه همیشگی را برای دکتر پرتو بازی میکند.
داستان دوم مضمونی خانوادگی و معمایی دارد. جوانی به نام محسن با ایفای نقش حسین مهری در جریان اردویی دانشجویی در شمال کشور توسط ضاربی ناشناس درون پرتگاهی میافتد. سقوط محسن در این پرتگاه و نجات او از مرگ، زمینهساز به وجود آمدن ماجراهایی میشود که پی در پی بر سر راهش قرار میگیرد.

علي ناصري، دبير زيست شناسي، كه به تازگي ترك اعتياد كرده، پس از سه سال به زادگاهش بازمي گردد و به دليل سابقة خوب پدرش به كار باز گردانده مي شود. در كلاس از جيب محصلي به نام مسعود، كه عامل فروش مواد مخدر در بين دانش آموزان است، يك بسته هروئين به دست مي آورد. مسعود مي گريزد. ناصري در تعقيب مسعود با خواهر او، نازنين، كه معتاد است و پدرش، كه اختلال حواس دارد، رو به رو مي شود. نازنين در نتيجة فشار روحي، خود و پدرش را در آتش مي سوزاند. ناصري گروهي از دانش آموزان را با خود همراه مي كند و عاملان توزيع مواد مخدر را به دام مي اندازد و مسعود را از اعتياد نجات مي دهد.
شهاب و محمود كه تجربه اندكي در كوه نوردي دارند، به رغم نظر دوست با تجربه شان ناصر براي فتح ديواره علم كوه اقدام مي كنند. محمود كه تجربه اش از شهاب كمتر است بر اثر حادثه اي سقوط مي كند و از ناحيه جمجمه صدمه مي بيند. خانواده محمود كه شهاب را مسبب مصدوم شدن محمود مي دانند او را شماتت مي كنند. شهاب نيز خود را مقصر مي داند. موقعي كه محمود در بيمارستان به اتاق عمل برده مي شود شهاب در كنار ناصر و گروهي كوه نورد براي فتح ديواره علم كوه مي شتابند.
شنبه، بلوچي است كه بنا به تصنيفي محلي كه در وصيت نامه ي پدرش به آن اشاره شده، در پي گنجي است كه او را خوشبخت سازد. شنبه با همكاري يك جوان شهري به نام صادق كه فراري است، براي يافتن گنج اقدام مي كند، اما جست و جوها بي حاصل است. موقعي كه او با عصبانيت خاك ها را زير و رو مي كند و به وصيت نامه ي پدرش شك مي كند صادق قدري گندم به او مي دهد تا با كاشت و برداشت گنج واقعي را به دست بياورد.
پليس بين المللي از تعدادي مسافر ايراني دلارهاي تقلبي به دست مي آورد. آن ها پليس ايران را به همكاري مي طلبند و سروان تيموري مأمور رسيدگي به پرونده مي شود. پليس متوجه مي شود كه سرنخ تهيه و توزيع دلارهاي تقلبي در دست مافيا و شخصي به نام آلبرتو، سردسته ي باند، است. يكي از همكاران آلبرتو ماجرا را به پليس گزارش مي كند. آلبرتو كشته مي شود و پليس با دستگير كردن امير، كه باند جاعل دلارهاي تقلبي را درايران رهبري مي كند، شبكه ي آن ها را از هم مي پاشد.