پنالتی 1387
چند جوان آبادانی عشق فوتبال مسابقه ای با تیم صنعت نفت آبادان ترتیب می دهند که نتیجه اش نه تنها برای آنها، که برای بستگان شان حکم تعیین سرنوشت را دارد...
چند جوان آبادانی عشق فوتبال مسابقه ای با تیم صنعت نفت آبادان ترتیب می دهند که نتیجه اش نه تنها برای آنها، که برای بستگان شان حکم تعیین سرنوشت را دارد...
این مجموعه تلویزیونی، روایتی است تازه، از زندگی و آشناییِ مولانا جلالالدین رومی با شمس تبریزی
مبارزهٔ میرزا کوچک خان در کنار دکتر حشمت، خالو قربان و دیگر یارانشان بر ضد دولت مرکزی مقارن است با جنگ جهانی دوم. لشکری از پایتخت برای در هم کوبیدن نهضت جنگلیان گسیل می شود و میرزا دستور عقب نشینی می دهد. گروهی از اعضای نهضت فرمان را با اکراه گردن می گذارند و از صحنهٔ نبرد عقب می نشیند؛ گروهی دیگر، از جمله دکتر حشمت و یارانش تسلیم و سپس اعدام می شوند. میرزا به همراه دو تن از یارانش به قصد مهاجرت به طرف مرز اتحاد شوروی حرکت می کند. یکی از همراهان میرزا دستگیر می شود، اما خود او جان سالم از مهلکه بدر می برد
دکتر پرویز فرجامی که استاد شیمی است، مدتی است که دچار افسردگی شده است. دکتر فرجامی روزی در آزمایشگاه دانشگاه، جسد دانشجویی را پیدا میکند و پس از بازجویی های اولیه افسر ویژه آگاهی، او به عنوان تنها مضنون پرونده معرفی می شود و...
پادشاهی کوته اندیش و خوشگذران و ستمگر روزی در شکارگاه خود در زمان شکار و خوشگذرانی با پیرمردی فرزانه و پیشگو روبرو میشود که پیشگویی افتها و دشواریهایی را میکند که در زمان نمایان شده از ماه بر سر پادشاه فرود خواهند آمد. خوابگزار بزرگ با شناختن پیرمرد فرزانه و پیشگو (که روزگاری استاد وی بوده)، درمیابد که این پیشگویی را باید راست دانست. پادشاه از این داستان هراس کرده و در بستر بیماری میافتد. وزیر والا جاه، شهبانو و خوابگزار والاجاه، راهچاره این گرفتاری را جایگزین کردن کس دیگری به جای پادشاه میدانند تا ک گزند بگذرد. پس شبان سادهدلی که همانندی اشکار و باورنکردنی به پادشاه دارد را پیدا کرده و به بهانه و نیرنگ نشاندن همای نیکبختی بر شانه او، شبان را به کاخ آورده و ردای پادشاهی بر او میپوشانند و پادشاه را نیز در جامهٔ شبانی به ده او میفرستند. تلخک و دوست دبیزش که اگاه از دگرش رفتار پادشاه شدهاند، به جستجوی راستی میپردازند و تلخک جانش را در این راه از دست میدهد. دبیر که به نام و نشان درست پادشاه نو پی برده است او را از چگونگی رویداد اگاه میسازد و با هم برنامه و نیرنگی برای از میان برداشتن درباریان و رهایی زندانیان پی ریزی میکنند. وزیر والاجاه کشته میشود، شهبانو خودکشی میکند،زمامداران لشکری، کشوری، گنجینه داری و کارکنان درباری در سیاهچال زندانی می شوند و زندانیان رهایی می یابند. از سوی دیگر پادشاه راستگی ک به زندگی روستایی خو نگرفته در ده شیرزاد شبان کژکاری به بارآورده و پس از دریافت کتکی درست، به دست مردمان دهکده از ده رانده میشود. در این میان خوابگزار والاجاه مژده میآورد که آن روز شوم گذشته و جان پادشاه از افت و گزند در پناه ماندهاست.پادشاه و خوابگزار به کاخ بازمیگردند و دبیر به پیشواز وی میآید. پادشاه که از این رویداد یکه خورده و شگفت زده شده سراغ درباریان و همراهانش را میگیرد و پاسخ میشنود که همگی در سیاهچال هستند. سپس دبیر با لبخندی درهای تالار را گشوده و زندانیان رها شده از بند با تیغهایی بران به سوی پادشاه می تازند. اینجاست که خواب و بوشاسپ پادشاه راست از اب درامده است.
این سریال تلویزیونی که در ادامه سریال همچون سرو به نویسندگی و کارگردانی بیژن بیرنگ ساخته شد داستان آن دربارهی مادری به نام «ماهی خانوم» است که برای بازگرداندن پسرش از جبهه راهی مناطق جنگی میشود اما ماجراهایی متفاوتی برای او رقم خورده و او را در جبهه ماندگار میکند.
این سریال روایتگر روابط نیروهای مستقر در یک پایگاه پشتیبانی پشت خط مقدم جنگ است که در هر قسمت به موضوعی مستقل در خصوص هشت سال دفاع مقدس و نیز روابط انسانی افراد این پایگاه میپردازد.
داستان مجموعه جاده قدیم، آغاز زندگی زن و شوهری تازه ازدواج کرده به نام زینت و نعمت است که پس از ازدواجشان همراه با یک گاو که جهیزیهٔ زینت است و آن گاو تنها دارایی آنها میباشد به تهران میآیند. ماجرا از آن جا آغاز میشود که گاوشان در بدو ورود به تهران ناپدید میشود و آن جاست که مشکلات این زوج شروع میشود.