من مادرم 1395
یلم مضمونی اجتماعی دارد و درباره زنی با بازی بهنوش بختیاری است که بعد از هفت سال باردار می شود. همه چیز خوب پیش می رود تا اینکه خبری تمام رویاهای او را خراب می کند اما در نهایت…».
یلم مضمونی اجتماعی دارد و درباره زنی با بازی بهنوش بختیاری است که بعد از هفت سال باردار می شود. همه چیز خوب پیش می رود تا اینکه خبری تمام رویاهای او را خراب می کند اما در نهایت…».
فردی به نام حاج فتاح سلطانی (محمدرضا شریفینیا) پس از تصادف دچار مرگ مغزی میشود و به جهان ملکوت میرود در آن زمان فرشتهای (کوروش تهامی) به سراغ او میآید تا به گناهان او رسیدگی کند و از طرفی دیگر داماد حاج فتاح (رضا رویگری) برای رسیدن به ثروت حاج فتاح تلاش میکند اما در واقع، او در این مسیر، ناکام می ماند.
«ستاره» دختری فقیر است که با مادرش زندگی می کند. او هم درس می خواند، هم کار می کند تا مادر پیرش بیش از حد توانش کار نکند. اما درست روزی که متوجه می شود دانشگاه قبول شده، اتفاقی ناگوار زندگی او و مادرش را به هم می ریزد.
سریال «خوشنام» داستان زندگی شخصی به نام «شهرام» است که از زندگی قبلی خودش بازگشته و به فکر توبه و جبران اشتباهات گذشته خود است.
منوچهر، قاچاقچی سابقه دار و معروفی است که ناگهان پی میبرد به وسیلهای «لو» رفتهاست. او که در موقعیت سختی گرفتار شده، تلاش میکند با پسر ۱۲ ساله اش که کورش نام دارد، بگریزد اما پیش از هر اقدامی از سوی پلیس به قتل میرسد. با وجود این موفق میشود کورش، پسرش را از مهلکه فراری دهد. کورش به همکار پدرش به نام کامران پناه میبرد اما کامران تصمیم میگیرد اجناس را از او بگیرد و این پسر رقیب قدیمی را از بین ببرد. کامران انجام این کار را به بهروز، راننده اش میسپارد. بهروز، کورش را به بیابانهای اطراف شهر میبرد اما نمیتواند او را بکشد بنابراین او را از کشور فراری میدهد و…
داستان دکتر طاها پژوهان با بازی امین تارخ را دنبال میکند که یک پزشک فوق متخصص جراحی مغز و اعصاب است. او به دلیل جراحیهای موفقیت آمیزش بروی رزمندگان در جبههها به پنجه طلایی مشهور است. او اکنون به دلیل بیماری حاد همسرش مولود (شیرین بینا) بر سر دو راهی قرار دارد از طرفی عرف پزشکی مانع جراحی همسرش توسط اوست ولی مولود اصرار دارد که فقط توسط پژوهان جراحی شود. از سویی تنها فرزند آنها پری (نفیسه روشن) مخالف این عمل جراحی توسط پدر است…
این سریال داستان سه دوست صمیمی به نامهای آرش، امیر و شریف است که زندگی و تفکرات هر یک بر زندگی دیگری تأثیر میگذارد…
مردی در شب عروسیاش در یک حادثه تصادف فوت میشود. پس از آن داستان شکل میگیرد. عامل تصادف که گواهینامه رانندگی نداشته سراغ محسن که وکیل دادگستری است می رود و از او کمک میخواهد.