برچسب شیرین یزدان بخش

ابرهای ارغوانی 1390

پروانه که دوست و همکلاسی احمد هست ، تصمیم میگیرد از خانواده اش در شهرستان جدا شده و به تهران بیاید و احمد هم در تهران به دنبال پیدا کردن پروانه و بازگرداندن او نزد خانواده اش هست اما...

کارت پرواز 1396

ندا بعد از یک تفریح جانانه در شهربازی با پسر کوچولویش، به گلخانه‌ای رفته و در آنجا شروع به بلعیدن مواد مخدر می‌کند. او اولین بار است که این کار را می‌کند. ندا در فرودگاه به مشکل می‌خورد. به اصطلاح عامیانه خودشان نشتی می‌دهد و یکی از کیسه‌ها در بدنش پاره می‌شود. پسری که از قضا با او در گلخانه بوده و مواد دیگری را خورده، متوجه نشتی ندا می‌شود و از او می‌خواهد که پرواز را کنسل کند چرا که پلیس قطعا به او شک می‌کند و هر دویشان لو می‌روند.

برف 1392

ماجرای یک روز از زندگی یک خانواده که علیرغم مشکلات مالی درگیر برگزاری مراسم آبرومند خواستگاری دخترشان هستند. خانه ویلایی آنها در گروی بانک است و پدر برای رفع مسائل مالی پسر بزرگش تلاش می‌کند.

آاادت نمی کنیم 1394

داستان فیلم با سوءظن مهتاب نسبت به همسرش احمدرضا استاد برجسته و باسابقه‌ی دانشگاه نسبت به یکی از دانشجویان احمدرضا (فرنوش) آغاز می شود و این اتهام زمانی شکل جدی و خطرناکی به خود می گیرد که دخترِ مورد سوءظن در اثر ایست قلبی و درحالی که باردار بوده می میرد و بسترساز فاجعه‌ای غیرقابل پیش‌بینی می‌شود.

یک روز بخصوص 1395

حامد یک روزنامه نگار متعهد است که قصد افشای یک فساد دارویی بزرگ را دارد اما مشکل قلبی خواهرش و بستری شدن در بیمارستان باعث می شود تا او برای درمان خواهرش دست به کاری غیرقانونی بزند و...

بوسیدن روی ماه 1390

احترام السادات ( شیرین یزدان بخش ) و فروغ ( رابعه مدنی ) دو مادر سالخورده ای هستند که سالها چشم به راه بازگشت فرزندانشان از جبهه جنگ هستند و حالا در غم دوری فرزندشان، دوستی بسیار نزدیکی به یکدیگر پیدا کرده اند. آنها هر هفته به ستاد شهدا می روند تا خبری از فرزندانشان بگیرند اما همیشه به آنها گفته می شود که خبری از فرزندانشان نیست تا اینکه در یک روز که احترام السادات به تنهایی به ستاد شهدا مراجعه می کند، به او گفته می شود که جسد فرزندش پیدا شده و بزودی آن را تشییع خواهند کرد. اما احترام السادات به علت رعایت حال فروغ که به سرطان مبتلا شده و پزشکان هم گفته اند مدت زمان زیادی در قید حیات نخواهد بود، از مسئول ستاد ( صابر اَبَر ) خواهش می کند تا به فروغ بگوید جسد پیدا شده متعلق به پسر اوست، اما مسئول ستاد به شدت با این تصمیم مخالفت می کند و...

بهمن 1393

مادر ميانسال كه فرزندش از ايران رفته و در محل كارش با يكي از بيمارانش مشكل دارد. شوهر او مي‌خواهد نويسنده شود. زن احساس تنهايي و بي‌پناهي دارد، و اين باعث مي‌شود روزهاي زندگي‌اش سرد و ملال‌آور شود.

جدایی نادر از سیمین 1389

سيمين (ليلا حاتمي) مي‌خواهد به‌همراه همسرش نادر (پيمان معادي) و دخترش ترمه (سارينا فرهادي) از ايران برود و همه مقدمات اين کار را فراهم کرده. اما نادر نمي‌خواهد پدرش را که از بيماري آلزايمر رنج مي‌بَرَد تنها رها کند. اين اختلافات باعث مي‌شود سيمين از دادگاه درخواست طلاق کند، اما دادگاه درخواستش را در مورد حضانت فرزندش رد مي‌کند و مجبور مي‌شود به خانه پدرش برگردد.

ترمه تصميم مي‌گيرد پيش پدرش نادر بماند به اميد اينکه مادرش سيمين پيش آنها برگردد. نادر نمي‌تواند از عهده مراقبت از پدرش بربيايد؛ پس براي اين کار يک مستخدم به نام راضيه (ساره بيات) استخدام مي‌کند. اين زن جوان که باردار است اين کار را بدون اطلاع همسرش حجت (شهاب حسيني) قبول کرده‌است. يک روز نادر به خانه برمي‌گردد و پدرش را در حالي که دستش با روسري به تخت بسته شده و از روي تخت به زمين افتاده و تنها رهاشده مي‌بيند.

وقتي راضيه به خانه برمي‌گردد دعواي شديدي درمي‌گيرد که عواقب تراژيک آن نه‌تنها زندگي نادر را زير و رو مي‌کند، بلکه تصوير دخترش از او را دستخوش تغيير مي‌سازد. راضيه به‌دليل مرگ جنينش به بيمارستان منتقل مي‌شود. او و همسرش دليل مرگ جنين را هل داده شدن توسط نادر مي‌دانند و از نادر شکايت مي‌کنند و...