ستارخان 1396
در این مجموعه تلویزیونی قرار است به سالهای پایانی عمر شریف ستارخان سردارملی پرداخته شود
در این مجموعه تلویزیونی قرار است به سالهای پایانی عمر شریف ستارخان سردارملی پرداخته شود
حشمت سوری که از فوتبال متنفر است بعد از فوت عمویش تمام اموال او بهش می رسد،او با مشورت پسرش برای پول در آوردن یک تیم فوتبال(آذرخش)می خرد و مدیرعامل باشگاه می شود و پسرش را سرپرست باشگاه می کند،او با حقّه های دربندی مشاورش و دلال فوتبالی بیشتر ثروت بادآورده اش را از دست می دهد و دخترش با سیاوش رستمی و پسرش با شایسته دختر دربندی ازدواج میکنند.سیروس با گول زدن فرخ (برادر زن حشمت)دسته چک حشمت را می دزدد،و می خواهد به امارات برود و آنجا کار کند،ولی دوستش دست و پای او را می بندد و چک را به بانک میبرد تا نقدش کند،ولی سیاوش و پیام سر می رسند و او را تحویل پلیس می دهند،حشمت باشگاه را تحویل رحمانی (رئیس هیئت مدیره) باشگاه می دهد و یک میوه فروشی به اسم سه پنج دو می زند.
این سریال داستان به قدرت رسیدن رضاشاه پهلوی و محمدرضاشاه پهلوی در ایران و از زمان بازگشت محمدرضاشاه پهلوی از مصر، پس از ازدواج با ملکه فوزیه تا انقلاب ۵۷ و پیروزی انقلاب اسلامی به تصویر میکشد.
شهرزاد (ترانه علیدوستی) دانشجوی پزشکی و فرهاد (مصطفی زمانی) دانشجوی ادبیات و روزنامهنگار عاشق هم هستند و میخواهند با هم ازدواج کنند. داستان در سال ۱۳۳۲ و زمامداری دکتر مصدق اتفاق میافتد. پدران این دو از افراد گوشبهفرمان شخصی متنفذ به نام بزرگآقا (علی نصیریان) هستند. تحولات ۲۸ مرداد، فرهاد را که روزنامهنگار و از طرفداران پر و پا قرص مصدق است، به دلیل اتهام به قتل و توطئه علیه سلطنت به پای چوبهٔ دار میکشد، اما بزرگآقا او را نجات میدهد. پس از آن ماجرا که دیگر فرهاد کمی از وحشتزدگیاش کم شده تصمیم میگیرند مراسم عروسی بگیرند. همه خوشحالاند بهجز پدر شهرزاد (محمود پاکنیت) که میلی به این ازدواج ندارد. از آن طرف، بزرگآقا دختری به نام شیرین (پریناز ایزدیار) دارد که با پسرعموی خود، قباد (شهاب حسینی) ازدواج کردهاست. قباد که هیچ میلی به این دختر بدزبان و مغرور ندارد، چون او عاشقش است، بهخاطر پدر قدرتمندش بزرگآقا که عمویش میشود سکوت میکند و مجبور میشود بسوزد و بسازد.
قباد و شیرین بچهدار نمیشوند و دائم بر سر اینکه چه کسی مشکل دارد و بچهدار نمیشود با هم دعوا میکنند. بزرگآقا که دیگر از آنها بسیار خسته شده و احتیاج به وارث دارد، تصمیم میگیرد برای دامادش قباد زن بگیرد تا ببیند مشکل از کیست؛ و پس از خود وارثی داشته باشد.
داستان در اواخر حکومت رضاشاه در تهران رخ میدهد. فردی به نام حیدر خوشمرام که از لاتهای تهران قدیم است، خواهان ازدواج با دختری از تبار قاجار میشود و آن دختر شرط ازدواج با حیدر را اجرای تعزیه در ده شب ماه محرم قید میکند، اتفاقهایی که در جریان تعزیه برای حیدر رخ میدهد شخصیت او را دگرگون میکند و انسانی پاک و با ایمان میشود. چون در زمان حکومت رضا شاه تعزیه قدغن بوده حیدر مجبور به اجرای تعزیه دور از چشم آژانها میشود در این بین دوست حیدر به نام یاور به کمک او میآید و با کمک هم موفق به اجرای تعزیه در نه شب اول میشوند؛ از طرفی عمه شاهزاده قجری در پرونده ای جنایی دخیل می شود و در نتیجه پای یک سرگرد سنگدل تأمینات (اداره آگاهی قدیم) به ماجرا باز میشود. او قصد دارد حیدر را به قتل رسانده و به مراد دلش که ازدواج با آن شاهزاده قجری است برسد.
او برای این کار حاضر است هر مانعی را از سر راه خود بردارد او یاور را تهدید میکند که اگر به همکاری با حیدر ادامه دهی به زندان میروی و باید ازدواج با دختر مورد علاقه ات را فراموش کنی اما اگر در حین اجرای تعزیه حیدر را طوری به قتل برسانی کاری میکنم تا تو به زندان نروی و او را وادار به کشتن حیدر میکند یاور در این امر دو دل است و سرانجام شب دهم فرا میرسد و سرگرد که در میان تماشاچیهای تعزیه است وقتی میبیند یاور تمایلی به کشتن حیدر ندارد به طرف او شلیک کرده و او را به قتل میرساند در همین حین مأموران نظمیه که از موضوع اطلاع پیدا کردهاند به محل تعزیه هجوم آورده و با مردم عزادار درگیر میشوند سرگرد برای این که کارش را تمام کند با حیدر درگیر شده و قصد شلیک به او را دارد که حیدر با شمشیر ضربه مهلکی به او وارد کرده و او را از پا درمیآورد اما در همین حین یکی از مأمورین نظمیه به طرف حیدر شلیک میکند او که در حال مرگ است برای آخرین بار شاهزاده قجر را میبیند و با او وداع می کند و حرفهایی میزند که از آن حیدر لات بعید است و فقط از دهان مؤمنی تمام عیار بیرون میآید و این گونه میشود که عاشق به معشوقش نمیرسد. در پایان حیدر دست در دست رفیقش یاور، جان به جان آفرین تسلیم کرد.
به گزارش سروش سینما، شکرخدا گودرزی پس از نمایشهای «فرزند یک خنیاگرم»، «راه مهر راز سپهر» و «سهروردی» قرارست نمایش بیژن و منیژه برگرفته از شاهنامه فردوسی را روی صحنه ببرد. نمایش موزیکال بیژن و منیژه با حضور هنرمندان موسیقی و تئاتر پس از…
به گزارش سروش سینما، شکرخدا گودرزی نویسنده و کارگردان تئاتر در یادداشتی که خطاب به مسعود پزشکیان رئیس جمهور ایران نوشته و در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده است، از وضعیت موجود تئاتر انتقاد کرد. در یادداشت گودرزی چنین آمده است: «به نام…
كيوان کمالي به بيست سال حبس محکوم شده و بعد از تحمل ده سال حبس بطور مشروط از زندان آزاد ميشود. پرهيز از وقوع هرگونه تخلف و جرم و نزاع و درگيري بزرگترين چالش پيش روي کيوان کمالي در مواجهه با جامعه لجام گسيخته است.