بیژن و منیژه (نمایش) 1403
قربان نجفی، شهرام نجاتی، رضا عمرانی،محسن بهرامی،سحر یافتیان، علیرضا عابدی، زهره کدخدازاده، پارمیس هوبخش، اشکان شریعتی، سیاوش خادم حسینی و شکرخدا گودرزی
اسد پورحمزه،آیسان نوریان
قربان نجفی، شهرام نجاتی، رضا عمرانی،محسن بهرامی،سحر یافتیان، علیرضا عابدی، زهره کدخدازاده، پارمیس هوبخش، اشکان شریعتی، سیاوش خادم حسینی و شکرخدا گودرزی
اسد پورحمزه،آیسان نوریان
قباد همه امور مرتبط با دیوان سالار را بعد از مرگ بزرگ آقا بزرگ برعهده می گیرد. عمه بلقیس برای حفظ قدرت در دست قباد عازم تهران می شود.
گروه دانش آموزان برای اردوی دریا به شمال آمده اند. ولی با نظر مسئولین دبیرستان ناگهان هدف اردو تغییر میکند. برخی از بچه ها که این بدقولی را نپذیرفته اند. از اردو جدا شده تا خود را به دریا برسانند ولی در مسیر راه درگیر ماجراهای متفاوت میشوند.
در فصل سوم شیرین به کمک صابر از دارالمجانین فرار میکند. با مرگ بلقیس بدست اکرم و ورود شربت(پانتهآ پناهیها) پرستار قلابی فصل اول شروع میشود. شربت معشوقه ی نصرت در عمارت با نام لاله خدمتکاری میکند. هوشنگ با شخصی به نام مهری ازدواج موقت میکند ولی مادر همسر اول هوشنگ حمیرا مانع دائم شدن ازدواج میشود. هاشم و اصغری به دست شاپور بهبودی به علت کمک به ثریا برای خروج از کشور به قتل میرسند. فرهاد به علت فراری دادن ناموفق دکتر مصدق به دستگیر و به اعدام محکوم میشود. شربت به دست شاپور بهبودی و به کمک اکرم و قباد به قتل میرسد. قباد اکرم را به علت قصد کشتن کبیر به دستور سروان آپرویز از عمارت بیرون میاندازد. شهرزاد شیرین را میبیند و با شیرین هم دست میشود برای کشتن قباد. مرضیه(مادر فرهاد) از شهرزاد خواهش میکند که به عمارت برگردد تا تجدید نظری در حکم پسرش بشود. شهرزاد از فرهاد جدا میشود و به عمارت برمیگردد. شیرین و صابر و فرهاد دست به یکی میکنند برای کشتن قباد...
این سریال در واقع داستان سفری جالب به اعماق معنا و مفهوم واقعی حیات است. داستان این سریال در مورد جوانی است معلول که دچار مرگ مغزی شده و پزشکان در صدد انتقال قلب او به یک گیرنده قلب بر میآیند. روح حسن مخالف این کار است زیرا میداند در این صورت باید به عالم دیگری هجرت کند. یک دانشجو پزشکی به نام گلبهار قادر به دیدن و ارتباط با روح حسن است. او در قبال درخواست حسن برای انتخاب گیرنده قلبش به حسن کمک میکند…
گروهی از دانش آموزان توسط مدرسه برای دیدن دریا به اردو برده می شوند تا در شمال دریا را مشاهده نمایند . اما در میانه اردو و با صلاح دید مسئولین دبیرستان هدف تغییر می کند. اما گروهی از دانش آموزان که نمی توانند این بدقولی را قبول کنند از اردو جدا می شوند و خود به سمت دریا می روند اما در طول مسیر اتفاقات ناخواسته ای برای آن ها رخ می دهد که…
داستان فیلم در مورد گروهی است که میخواهند ازبانک ملی دزدی کنند. مهدی، شاهرخ، گیو، اطلس و دیگرانی دزدان ظاهری بانک هستند. اما این پول را برای قرضه ملی دکتر مصدق می خواهند. دکتر مصدق بر سر این مسئله اصرار میورزد که نفت ایران باید ملی شود. از سویی سرکردهی این گروه دلباخته زنی است اما در درگیریهایی که در جلوی بانک با پلیس بالا میگیرد او تیر میخورد و باقی فرار میکنند و … در این فیلم قسمتی از زندگی مهدی بلیغ سارق و کلاهبردار ایرانی به تصویر کشیده میشود و همچنین گذری هم به ماجرای ملی شدن نفت و ماجراهای آن میزند.
در «ایراندخت» روایت سالهای مشروطه، قیام ستارخان، ماجراهای تبریز و همزمان اعدام شیخ فضلالله در تهران و حتی نقش فراماسونری در این میان، مطرح شده است.