بر سر دوراهی 1398
قصهٔ عاشقانه پرفراز و نشیب پسری به نام حامد است که به واسطه عوض شدن دنیایش و تغییر مسائل مالی، همه چیزش تغییر میکند و بعد از این تغییر به فکر رها کردن مریم(دختر عمویش) و نگه داشتن پریناز در ایران و ازدواج با او می افتد...
قصهٔ عاشقانه پرفراز و نشیب پسری به نام حامد است که به واسطه عوض شدن دنیایش و تغییر مسائل مالی، همه چیزش تغییر میکند و بعد از این تغییر به فکر رها کردن مریم(دختر عمویش) و نگه داشتن پریناز در ایران و ازدواج با او می افتد...
داستان چند جوانی هست که آس و پاس هستند و در آرزوی پولدار شدن و میخواهند راه چند ساله رو یک شبه بروند و دست به یک سرقت بی نقص از طلا فروشی میزنند, ولی در پایان هر کدام دنبال حذف کردن دیگری میشوند.
ساعت شنی دربارهٔ خانم دکتری (با بازی رؤیا نونهالی) است که متخصص زنان و زایمان است، اما خود بچهدار نمیشود. او تصمیم میگیرد یک رحم واسط (اجارهای) پیدا کند و از طریق آن رحم بچهدار شود. بعد از این که زنی (با بازی مهراوه شریفینیا)حاضر به همکاری شده و حامل قرار میگیرد، عاشق بچه میشود، عدم هماهنگی اخلاقی لازم، باعث تضاد و نهایتاً فرار فرد از خانه دکتر میشود. سرانجام این زن که جا و مکانی ندارد، مجبور به خیابان خوابی میشود و از افراد متفاوت جامعه با اخلاق، رفتار و منشهای متفاوت فکری، گذر میکند.
اردلان از همسر خود جدا شده و پسر و دختر خود را سرپرستی می کند اما در می یابد که فاصله زیادی از لحاظ اجتماعی با دخترش رها پیدا کرده و…
این سریال داستان یک سرگرد آگاهی به نام کاوه کیهان را روایت میکند که گره پروندههای جنایی را باز میکند و در این میان به پرونده ای برمیخورد که کشف واقعیت پای زندگی شخصی اش را به میان میکشد این واقعیت بر میگردد به سالها پیش زمانی که در بم خدمت میکرد و زلزله بم…
داستان سریال میانبر در یک آپارتمان چند واحدی می گذرد که ساکنان آن با مشکلاتی روبه رو هستند. از طرفی با انتخاب مدیر ساختمان مواجه می شوند و در این بین ماجراهایی برایشان رقم می خورد. یکی از مضامین مهم این سریال انتخاب های اشتباهی است که باعث بروز مشکلات میشود.
داستان یک شاگرد مکانیک،محسن(حمید گودرزی) و رفیق صمیمی او همایون(شهرام قائدی) است که در سال ۱۳۶۴ و در وضعیت بد اقتصادی زندگی میکنند. آنها بر اثر حادثهای کتیبه ای پیدا میکنند که قابلیت سفر در زمان را دارد و محسن همراه عتیقه ۲۴ سال در زمان سفر میکند و در سال ۱۳۸۸ در تهران امروز خود را مییابد. محسن که با پدیدههای جدید و دور از ذهن مواجه میشود دلبسته دختری به نام هما میشود و اتفاقات دیگری برای او میافتد که مجبور به بازگشت به سال ۶۴ میشود و …
این سریال راجع به باغی است که عمه آذر برای برادرزاده هایش به ارث گذاشته و شرط استفاده از آن هم این است که یک سال این 4 تا خانواده کنار هم زندگی کنند