قرار ما این نبود 1388
این فیلم درباره مردي است که در سوداي زندگي مرفه و بدون دغدغه قصد دارد با دختر صاحبکار شرکت حمل و نقلي که در آن کار مي کند ازدواج کند امّا............
این فیلم درباره مردي است که در سوداي زندگي مرفه و بدون دغدغه قصد دارد با دختر صاحبکار شرکت حمل و نقلي که در آن کار مي کند ازدواج کند امّا............
داستان سعید و ستاره است که با وجود تهدیدهای یک مزاحم ناشناس با هم پیوند زناشویی میبندند؛ اما در پی سفری، برای ستاره حوادثی پیش میآید و زندگی آنها دستخوش تغییرات بزرگی میشود...
این فیلم براساس داستانی است که در آن یک لیدر قصد دارد با تیم ملی به جام جهانی برود اما وقتی موفق به این کار نمیشود تلاش میکند مسافر جام ملتهای آسیا باشد. این لیدر که به نوعی شیفته هاشم بیکزاده و بازی او است برای اثبات دوستیاش با بیکزاده اتفاقاتی را رقم میزند و ….
داستان «پادری» دررابطه با قالیشویی مشتاق است که تعطیل شدهاست، و فیروز مشتاق در ایام نزدیک به نوروز به خاطر از دست نرفتن اعتبار قالیشویی و حفظ مشتریان سابق، سعی میکند با اجاره یک قالیشویی دیگر، کارش را پی بگیرد، او که با انبوهی از فرشهای نشسته روبرو است، دردسرهای جدیدی برایش رخ میدهد. از طرفی نصرت برخلاف گذشته دارای وضع مالی خوبی میشود…اما این ظاهر قضیه است و به نظر میرسد همهٔ این امکانات الکی و دروغی است...فیروز که از یک طرف درگیر پیدا کردن قالیشویی جدید است از طرفی دیگر با مشکل نصرت رو به رو میشود و مجبور میشود آن را هم حل و فصل کند همهٔ این مشکلات فضای طنز گونه ای ایجاد میکنند که با نقش افرینی هومن برق نورد بسیار طنز روایت میشود.
این فیلم در مورد فردی است به نام ترانه که علاقه زیادی به تماشای سریال های ماهواره ای دارد. همسرش داوود هم شب ها فیلم های ترسناک می بیند. این زوج فرزندی به نام ترنج دارند که تحت تأثیر این فیلم ها دچار توهم شده و در نهایت مشکلاتی را به وجود می آورد و ...
در فیلم املاکیها دو خانواده معمولی که پدرانشان به کار ساخت و ساز مشغول هستند بعد از سالها اختلاف شدید روبروی یکدیگر قرار میگیرند تنها به این خاطر که دختر و پسر این خانواده ها قصد ازدواج با یکدیگر را دارند و برای رسیدن به یکدیگر موانع بسیاری را بایستی حل و فصل کنند...
داستان چمدانی است که در تهران گم میشود و دست به دست میچرخد. درب چمدان باز نمیشود و هرکس درباره آن نظری دارد. هرکس فکر میکند آرزوهای او در این چمدان دربسته است. چمدان وارد خانوادههای مختلفی میشود
علی مراقب بیماران در حال احتضار است و در تلاش معاش برای خانوادهاش، فراز و نشیبهای را از سر میگذراند. او از کشاکش امواج گذشته است و …