برچسب شهید چمران
صورت آن سرگرد ارتشی مثل ماه میدرخشید/نوربالا که میگفتند این بود
یکشب با مرحوم چمران نشسته بودیم راجع به موضوعات جبهه و کارهایی که فردا داشتیم، صحبت میکردیم؛ در باز شد، همین شهید رستمی وارد شد. چند روزی بود او را ندیده بودم. دیدم سرتاپایش گلآلود است؛ این پوتینها گلآلود، بدنش خاکآلود، صورتش خسته، ریشش بلند؛ اما ...
آخرین دستنوشته دکتر چمران به همراه فیلم لحظه شهادت
ای پاهای من در این لحظات آخر عمر، آبروی مرا حفظ کنید. شما سالهای دراز به من خدمت کردهاید، از شما میخواهم در این آخرین لحظه نیز وظیفه خود را به بهترین وجه ادا کنید. ای پاهای من، سریع و توانا باشید. ای دستهای من قوی و دقیق باشید. ای چشمان من تیزبین و هشیار باشید. ای قلب من، این لحظات آخرین را تحمل کن...
درباره یک چریک عارف
۳۱ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۱:۴۰ چمران در مصر به جمال عبدالناصر اعتراض کرد که جریان ناسیونالیسم عربی باعث تفرقه مسلمین میشود. عبدالناصر گفت که این جریان آنقدر قوی است که نمیتوان به راحتی با آن مقابله کرد. ما هنوز نمیدانیم…
نیروی هوایی نگذاشت خرمشهر در هشتم مهر سقوط کند/عدهای دفاع را بیفایده میدانستند و جا زدند
پس از روز ۳۰ مهر، عراق بهشدت پل خرمشهر را زیر آتش منحنی گرفت تا هیچتدارکات و مهماتی به مدافعان شهر نرسد. بهخاطر مداومت اینآتش، پشتیبانی از تکاوران قطع شد و زنان و دختران پرستار و امدادگر که در مسجد جامع حضور داشتند، با اصرار و پافشاری تکاوران، شهر را ترک کردند.
گروه فداییان اسلام چرا جمع شد؟/چمران گفت سید اول من شهید میشوم بعد تو!
قول و قرارش را گذاشتند. بعد چمران به سیدمجتبی گفت «ولی سید! در اینجنگ، اول من شهید میشوم بعد تو!» یکنصفهروز با گروه ما بود و بعد به سید گفت «کارهایی که شما کردید شاهکاره!» خلاقیتهایی به وجود آورده بودیم. توی زمین کانال کنده بودیم تا زیر پای دشمن.
گزارش تابناک از یادمان شهدای دشت ذوالفقاری/گفتم شراب وصل به اوباش میدهند؟
یکی از نکات مهمی که حاجقاسم در آنمصاحبه به آن اشاره کرد و به کار اینروزهای ما در جنگ مستقیم با آمریکا و اسراییل میآید، این بود که «اگر نیروهای بعثی، از پل ایستگاه ۷ عبور میکردند آبادان سقوط میکرد و تا الان جنگ بود. هیچکس نمیداند ولی اگر آبادان میرفت تا امروز جنگ داشتیم»
