قهرمان موتورسواری و «آچار فرانسه»ای که مدافع حرم شد/ همسر شهید: به همه چیز فکر میکردم جز اینکه روزی اینطور از هم جدا شویم/ گله میکرد که چرا من در هشت سال دفاع مقدس نبودم تا در کنار رزمندگان می جنگیدم
زمانی من فهمیدم که پژمان جهت رفتن به سوریه اسمش را نوشته که به کلاسهای آمادگی جسمانی و آموزشی که برایشان گذاشته شده بود، میرفت. من و خانوادهاش هرچه برای نرفتناش تلاش کردیم، به حرف کسی گوش نمیداد. راستش من اولش راضی نبودم. روزی که برای بدرقهاش رفته بودم به من گفت: «هرطوری شده دلت را راضی کن، چون من باید بروم...»
