حضورش را همیشه احساس میکنم. بعد از شهادت، رغبتی نبود شیشههای عطر و ادکلن او را از کمد بیرون بیاورم، ولی هر بار که وارد خانه میشوم، عطرش را استشمام میکنم.
صدای تیرها و نارنجکها همچنان فضای آسمان را پر میکرد. از صدای تیرها گوش شنوندهها عجیب تیر میکشید. صدا به صدا نمیرسید. صدای بی سیمهای بیصاحب در جای جای دشت میآمد. بچهها عقب نشینی کنید.