برچسب شهید ابراهیم هادی

دختربچه‌ای که شهید هادی را در خواب دید

چند شب قبل، دخترم در خواب این شهید را می‌بینه! شهید هادی به دخترم می‌گوید: دختر خانم، تو هر وقت به من سلام می‌کنی من جوابت رو می‌دم! برای تو هم دعا می‌کنم که با این سن کم، اینقدر حجابت را خوب رعایت می‌کنی. حالا دخترم از من می‌پرسه: این شهید هادی کیه؟ قبرش کجاست؟

می‌ترسم کاری کرده باشم که خدا توفیق خدمت را از من گرفته باشد

هر روز تا این موقع حداقل یکی از بندگان خدا به ما مراجعه می‌کرد و هرطور شده مشکلش را حل می‌کردیم. اما امروز از صبح تا حالا کسی به من مراجعه نکرده! می‌ترسم کاری کرده باشم که خدا توفیق خدمت را از من گرفته باشد!

خاطره سردار کوثری از پولی که ابراهیم هادی به او داد

از جبهه برمی‌گشتم، وقتی رسیدم میدان خراسان، دیگر هیچ پولی همراهم نبود. به سمت خانه در حرکت بودم. اما مشغول فکر؛ الان برسم خانه همسرم و بچه‌هایم از من پول می‌خواهند. تازه اجاره خانه را چه کنم؟ سراغ کی بروم؟ به چه کسی رو بیندازم؟

تمام این فتنه را شهدا جمع کردند

علی نصرالله را دیدم. با آن حال خراب آمده بود در راهپیمایی شرکت کند. گفتم: حاج‌علی، تمام این فتنه را شهدا جمع کردند. حاج‌علی برگشت و گفت: مگه غیر از اینه؟ مطمئن باش کار خود شهدا بوده.