مردها فرشته نیستند 1392
مردها فرشته نیستند درباره یک جوان نابغه کامپیوتر است که توسط گروه تبهکار ربوده می شود و …
مردها فرشته نیستند درباره یک جوان نابغه کامپیوتر است که توسط گروه تبهکار ربوده می شود و …
موضوع کلی شش قهرمان و نصفی به کارخانه مداد رنگی بازمیگردد که به دلایلی بعد از سالها تعطیل میشود و چند کودک به کمک قهرمان اصلی سریال به نام «ارسلان میرمیرانی» در تلاش هستند تا آن را بازگشایی کنند.
این سریال مضمونی خانوادگی و اجتماعی داشته که هر قسمت آن شامل یک داستان جداگانه ای است .
داستان یک شاگرد مکانیک،محسن(حمید گودرزی) و رفیق صمیمی او همایون(شهرام قائدی) است که در سال ۱۳۶۴ و در وضعیت بد اقتصادی زندگی میکنند. آنها بر اثر حادثهای کتیبه ای پیدا میکنند که قابلیت سفر در زمان را دارد و محسن همراه عتیقه ۲۴ سال در زمان سفر میکند و در سال ۱۳۸۸ در تهران امروز خود را مییابد. محسن که با پدیدههای جدید و دور از ذهن مواجه میشود دلبسته دختری به نام هما میشود و اتفاقات دیگری برای او میافتد که مجبور به بازگشت به سال ۶۴ میشود و …
کشاورز نمونه روستایی به نام فریدون، علاقهمند کار مطالعه و تحقیق و پیوند انواع گیاهان است. او نمیخواهد زن بگیرد و معتقد است ازدواج برای دانشمندان ضرر دارد. دایی او رئیس شورای روستاست. او مرد مقتدر و با ابهتی است که دوست دارد دخترش با فریدون ازدواج کند. اما فریدون دوست ندارد این ازدواج سر بگیرد و از سویی توان مقابله با داییاش را هم ندارد. سرانجام تصمیم میگیرد از روستا فرار کند تا داییاش نتواند فکرش را عملی کند به همین دلیل به تهران میآید اما در همان ابتدای کار شیفته دختری میشود.
گروهان بلال نام گروهان مهندسی رزمی است که نیروهای آن را جوانانی تشکیل میدهند که همگی راننده لودر و بلدوزر هستند. رحیم جوان، جانبازی است که فرماندهی این گروهان را به ناچار و به سودای رفتن دوباره به خط مقدم جبهه پذیرفته است.
فیلم به من نگو دزد ، درباره ی یک روانشناس است که معتقد است دارویی اختراع کرده که رفتار انسانها را عوض کند و در این پی داوطلبانی خود را برای آزمایش معرفی میکنند که یکی از آنها جوانی است که در زندان در حال سپری کردن دوره محکومیتش است و میخواهد از این فرصت استفاده کند تا…
داستان این مجموعه تلویزیونی در مورد ماجراهای گوناگون خانواده عباس آقا (محسن قاضیمرادی) حول و حوش عید نوروز است.