برچسب شهرام باباپور

افرا 1387

مرد جنگلبانی که همسر خود را در راه حفاظت و حراست از جنگل های گیلان از دست داده و خود نیز هم اکنون در شرف بازنشستگی است اما در این میان مدیر اداره منابع طبیعی منطقه که به تازگی به این بخش از استان منتقل شده است در نظر دارد که با تکنولوژی روز و استفاده از تصاویر ماهواره ای جنگلهای تحت پوشش را زیر نظر گرفته و در مقابل قاچاقچیان چوب از آنها محافظت نماید ولی ...

شاعر قله های مه آلود 1389

این فیلم بر اساس زندگی غلامرضا خان ارکوازی شاعر و عارف ایلامی تهیه شده و مبارزات این شخصیت را بر علیه خان حاکم منطقه چوار ایلام در 200 سال قبل روایت میکند.

چشمه آهوان 1391

سامان لشکری ، سرمحیط بان منطقه خراسان جنوبی ( بیرجند ) است و توانسته پس از سالها رد پایی از آهوان منطقه را پیدا کند که همه خیال می کنند نسل شان منقرض شده است . وی تلاش دارد پیش از شکارچیان غیر مجاز و قاچاقچیان حیوانات از جمله صمصام آهوان را یافته و به منطقه حفاظت شده هدایت کند اما با حضور مهندس صبا ساعی که مدیریت پروژه راه سازی را برعهده دارد کار سامان با مشکل مواجه شده و پیدا کردن آهوان با کندی پیش می رود تا اینکه .....

فقط به خاطر تو 1382

مراسم عروسی زری و محمود به هم می‌خورد. محمود به خاطر کشیدن چک بی محل به زندان می‌افتد. زری تلاش خود را برای آزاد کردن همسرش آغاز می‌کند و در این راه ناخواسته با تعدادی از زن‌های خودسرپرست آشنا می‌شود. اتفاقی که باعث تحول تدریجی زری و تغییر دیدگاه او نسبت به زندگی، عشق و ازدواج می‌شود.

برای آخرین بار 1384

داستان این مجموعه دربارهٔ پدرکشی است. در خلاصه داستان این سریال آمده‌است: «حبیب کارگر ساده‌ای است که در یک کارخانه کار می‌کند اما بنا به دلایلی با دستور رئیسش آقای قندی اخراج می‌شود. در بین راه با دختری که به تازگی در کارخانه مشغول به کار شده هم مسیر می‌شود. حبیب به دختر دل می‌بندد و غافل از اینکه او دختر رئیس کارخانه است تا اینکه…»

خاطره گمشده 1389

فرشته فرزند شهيدي است که به تازگي معلم يکي از روستاهاي در استان گيلان شده است او در ارتباط با مريم( يکي از شاگردان کلاسش) که 8 سا له است دچار مشکل مي شود و به او سخت مي گيرد تا او به درس توجه بيشتري کند، فرشته از مسائل خانوادگي مريم بي اطلاع است و نمي داند که مريم در فراغ و نبودن پدر دچار بحران شده و زماني متوجه اين مساله مي‌شود که پدر مريم که جانباز شيميايي بوده به شهادت رسيده است.

آواز در باران 1387

داستان این سریال دربارهٔ زندگی پرافت و خیز یک سرهنگ تبعیدی در دوران پهلوی است که از فرمان تیر تعدادی از مبارزان سرباز می‌زند. وقتی این خبر به مقامات بالاتر گزارش می‌شود، سرهنگ خلع درجه می‌شود و به زاهدان تبعید می‌شود. او بعد از ۲۵ سال سکونت در زاهدان با یک تاجر چای دوست می‌شود و علاوه بر آن در تجارت نیز با هم همکاری می‌کنند. او اهل بوشهر است و وابستگی‌هایی به رئیسعلی دلواری دارد. علاوه بر این سرهنگ که ذوق نویسندگی هم دارد، شروع به نوشتن رمانی با موضوع مشکلات اجتماعی می‌کند.

مجموع این اتفاقات باعث می‌شود ساواک و نیروهای امنیتی نسبت به او حساستر شوند. پس از آن فردی که به عنوان رئیس سازمان امنیت زاهدان منصوب می‌شود، قبلاً نیز مناسباتی با سرهنگ داشته است. او فرزند یکی از گماشتگان اوست که کودکیاش را در خانه او گذرانده و مجموع اتفاقاتی که در آن زمان افتاده، باعث شده او بخواهد در این موقعیت با سرهنگ تسویه حساب کند…