برچسب شهرام باباپور

نخل های سربی 1391

داستان فیلم درباره زندگی جوانی به نام فواد است که برای تشکیل زندگی تلاش می‌کند. یکی از شروط ازدواج تهیه بلم است که با جنگ بلم او آتش می‌گیرد. حضور عراقی‌ها در ایران و بسیج خودجوش مردمی و درگیری‌های بین مردم و عراقی‌ها در این فیلم نمایش گذاشته می‌شود

جابربن حیان 1385

این سريال به بخشی از زندگينامه «جابر بن حيان» شاگرد ايرانی و برجسته امام جعفر صادق (ع) می‌پردازد كه از خراسان به سمت مدينه حركت می‌كند تا به نزد امام برود ولی در مسير راه رويدادهايی برای وی رخ می‌دهد. داستان این فیلم با شروع خلافت عباسیان و به قدرت رسیدن منصور دوانیقی و دور تازه‌ای از سرکوب و خفقان علیه علویان آغاز می‌شود. در این شرایط با تدبیر امام جعفر صادق (ع)، نهضت علمی شیعیان به صورت پنهانی به فعالیت خود ادامه می‌دهد و شاگردان آن حضرت در شهرهای مختلف به نشر علم و حقایق اسلام و سنت پیامبر می‌پردازند. جابربن حیان در بین این شاگردان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

کوچه اقاقیا 1382

سریال دربارهٔ مردی پا به سن گذاشته (با بازی منوچهر نوذری) است که در خانه قدیمی خود زندگی می‌کند. همسر او گل‌نساء (کتایون امیرابراهیمی) چند سال پیش فوت کرده‌ ، اما مدتی است که شب‌ها به خواب او می‌آید و دربارهٔ مسائل مختلف با او صحبت می‌کند. گاهی اوقات به نصرت خان نوید می‌دهد که به زودی باید بار سفر را بسته و به او بپیوندد. این رؤیاها باعث نگران شدن فرزندان او نسبت به تندرستی پدر و دورهم جمع شدن ایشان در خانه پدری می‌شود. حضور آن‌ها در کنار هم ماجراهای طنزی را رقم می زند که کلیت این مجموعه را تشکیل می‌دهد.

همسفران باد 1389

«همسفران باد» روایت‌گر زندگی دانشجوی جوانی است به نام مرجان که قصد دارد پس از ارائه پایان نامه خود با موضوع مردم شناسی با موضوع مردم با موضوع مردم شناسی کشور را به قصد آمریکا ترک کند. اما خانواده او با این سفر مخالفند. مرجان برای تکمیل پایان نامه‌اش به توصیه استادش عازم مناطق عشایر نشین می شود در «همسفران باد» چهار دانشجو در شهرکرد، تصمیم می‌گیرند از مناطق عشایری چهارمحال و بختیاری، به عنوان منبع تحقیقاتی برای پروژه پایانی دانشگاهی خود استفاده کنند. «جلال» در اثر یک سانحه تصادف رانندگی می‌میرد و «یوسف» تصمیم می‌گیرد پروژه تحقیقاتی وی را پس از تکمیل با نام خود او ارائه دهد، اما مردم ایل گمان می‌کنند «یوسف» تصمیم به غارت گنجینه تاریخی آنها دارد.

شبی در تهران 1386

داستان یک زن و شوهر جوان را روایت می‌کند که برای استخدام در شرکتی از رشت عازم تهران می‌شوند. اما در طول سفر و در تهران مشکلات متعدد سراغ آنها می‌آید.

گرگ و میش 1385

ساره و سوده، خواهراني كه والدين‌شان را در زلزله از دست داده اند زندگي خوبي در كلبه اي در كوهستان هاي شمالي دارند. ساره مرد جواني به نام پارسا را كه راهش را گم كرده به كلبه مي آورد. پارسا فردا از آنها جدا مي شود اما به علت مصرف قرص هاي روان‌گردان به كلبه برمي گردد و به سوده تجاوز مي كند و مي گريزد. ساره تصميم مي گيرد از پارسا انتقام بگيرد و راهي تهران مي شود كه به او خبر مي دهند سوده خودكشي كرده است. ساره از طريق زن و برادرزن پارسا مي فهمد كه او مردي هوسران است و به علت ورشكستگي از دست طلبكاران فراري است و اكنون در مسافرخانه اي در بندرعباس منتظر خروج از كشور. ساره راهي جنوب مي شود. در راه با دختري بي‌پناه به نام معصومه كه به زور به فساد كشيده شده آشنا مي شود. در طول مسير،‌ اين دو با زن پاك و راهزني كه توبه كرده روبرو مي شوند. نگاه ساره به زندگي عوض مي شود و از انتقام صرف نظر مي كند، اما به درخواست معصومه راهي بندر مي شوند تا دريا را ببينند. در آنجا زني جنوبي براي انتقام از پارسا او را كشته است. ساره و معصومه زندگي تازه اي را شروع مي كنند.