پریشانی (مدیوم) 1386
داستان فیلم "پریشانی" درباره زنی به نام مهتاب است که پس از مرگ پدرش دچار افسردگی و بیماری روانی شده است. احسان، همسر مهتاب برای بهبودی او خانهای خارج از شهر میسازد، اما بیماری مهتاب با ورود به این خانه شدت مییابد.
داستان فیلم "پریشانی" درباره زنی به نام مهتاب است که پس از مرگ پدرش دچار افسردگی و بیماری روانی شده است. احسان، همسر مهتاب برای بهبودی او خانهای خارج از شهر میسازد، اما بیماری مهتاب با ورود به این خانه شدت مییابد.
این فیلم داستان زندگی یک زوج جون به نام سیامک و مینا است که مشکلاتی را باهم دارند و سعی دارند که این مشکلات را حل کنند و با هم زندگی آرامی را تجربه نمایند اما ...
سه نظامی (سرباز، درجه دار و افسر) از رسته توپخانه، منتظر دستور مافوق برای گلولهباران تهران هستند. در آن شرایط که نظامیها از لحاظ روحی و عاطفی به شدت دچار مشکل شدهاند، این سه نظامی ایزوله شده به مهمترین سوال ممکن میاندیشند. اینکه چرا آنها را برای انجام این مأموریت انتخاب کردهاند. در حالیکه هیچکدام به شاه دوستی در ارتش اشتهار ندارند.
داستان این فیلم درباره جوانی است که فارغ التحصیل رشته شیمی است. او به دنبال کار میگردد و در این مسیر با توطئههایی رو به رو میشود .
این فیلم داستان دو زن را که از زندان آزاد می شوند، روایت می کند یکی از آن ها به جرم مواد مخدر و دیگری به جرم سرقت در زندان به سر می بردند، آن ها پس از آزادی قصد دارند زندگی سالمی را شروع کنند که با مشکلات متعددی مواجه می شوند .
داستان این فیلم درباره فرهاد از عکاسان زمان جنگ است که بعد از جنگ به فعالیت های اقتصادی روی آورده و با انجام زد و بندها و ورود به برخی فعالیت های نامشروع اقتصادی برای خودش ثروتی دست و پا می کند، اما در آخرین پروژه اقتصادی اش با سرمایه خود و مردم قطعاتی زمین در کربلا تهیه می کند و...
فیلم زنده به گور، داستان زندگی سرهنگی است به نام حامی که زمان بازنشستگی اش فرا رسیده و قصد بازنشستگی دارد. سرهنگ باید جهت پذیرش درخواستش آخرین ماموریت خود را که حفاظت از زن جوان شاهدی است و قصد دارد در دادگاه علیه افرادی که بزرگترین ضربه را به سرهنگ زده اند شهادت دهد به سرانجام برساند. اما در این بین اتفاقاتی روی می دهد که سرهنگ حامی بر سر بزرگترین دوراهی زندگی اش قرار می گیرد…
داستان این سریال درباره شخصی به نام عبیدالله بن حر جعفی است. او هنگامی که امام حسین (ع) به سمت کوفه حرکت کرد از کوفه بیرون آمد تا با ایشان مواجه نشود؛ اما در نزدیکی کربلا با ایشان روبهرو شد. حضرت او را به یاری خود دعوت کرد اما او دعوت آن حضرت را رد کرد و بعد پشیمان شده و همراه مختار قیام کرد.